آیت‌الله سیستانی را نباید در فتوای اخیرشان خلاصه کرد/ نهاد مرجعیت تاثیر اجتماعی خود را از دست نداده است

[ad_1]

شاید برخی تنها به فتوای آیت‌الله سیستانی و مساله دفاع ایشان از تمامیت ارضی و مقابله با جریان انحرافی داعش اشاره کنند، اما اگر به مجموعه سال‌های مرجعیت و رفتار و فتوای ایشان نگاه کنید، نقش بسزا و ارزشمند ایشان در تمام عرصه‌ها به وضوح آشکار است؛ مرجعیت ایشان دارای عناصر برجسته و ماندگار است.

شبکه اجتهاد: قائم مقامی رییس سابق مرکز اسلامی ‌هامبورگ، معتقد است که نهاد مرجعیت تاثیراجتماعی خود را از دست نداده بلکه بعضی از ما هستیم که چه بسا در کسوت مرجعیت و روحانیت قرار داریم، اما نتوانستیم از آن کارکردها و ظرفیت‌های این نهاد به خوبی استفاده کنیم. معیارهای دینی و فقهی و شرعی و نفوذ در لایه‌های عمیق اجتماع و طبقات مختلف جامعه است که مرجع را تبدیل به مرجع می‌کند وگرنه صرف اینکه کسی از یک حد نصاب دانش فقهی برخوردار باشد و صلاحیت و شأنیت علمی و اجتهادی لازم را برای صدور فتوا داشته باشد، به تنهایی کسی را مرجع نمی‌کند و در واقع او را در مسند مرجعیت قرار نمی‌دهد؛ به میزانی که روحانیت و صاحبان شأنیت‌های علمی و فقهی ما بتوانند، مفاهیم و آموزه‌های اهل بیت و آموزه‌های دینی را به مفاهیم بین الاذهانی تبدیل کنند طبیعتا دایره نفوذشان گسترده تر می‌شود و مرجعیت آنها عینیت و فعلیت پیدا می‌کند.

او انتظاری که از جایگاه مرجعیت و صدور فتاوا در تشیع وجود دارد و نقشی که فتاوا در اصلاح امور امت می‌توانند داشته باشند را همیشه مطابق انتظار نمی‌داند و می‌گوید: در مواردی فتاوا مطابق انتظار نبوده چون نتوانسته تاثیر لازم را بگذارد، این یک ظرفیت برای نهاد مرجعیت است ولی نقد کردن و فعلیت بخشی این ظرفیت بستگی به مجموعه‌ای از ویژگی‌های و خصلت‌های کاریزماتیک و شخصیتی کسی دارد که تصدی مسئولیت مرجعیت را برعهده دارد وگرنه فتوا چیزی است که ثبوتا بالاخره هر مجتهدی که از صلاحیت‌های علمی و فقهی لازم برخوردار باشد، شأنیت صدور فتوا را دارد، اما اینکه از این شأنیت و امکان چگونه استفاده کردن و در چه موقعیتی استفاده کردن و در چه نسبت‌هایی آن را قرار دادن، برمی گردد به همان ویژگی‌های شخصیتی مفتی و صادرکننده فتوا، ضمن اینکه تأکید می‌کنم که نقش آیت‌الله سیستانی را نباید صرفا در فتوای اخیر ایشان خلاصه کرد که البته بسیار مهم، تاریخی و اثرگذار بود، اما کل مرجعیت ایشان دارای عناصر برجسته و ماندگار است. متن گفت وگوی شفقنا حجت‌الاسلام والمسلمین قائم مقامی را می‌خوانید:

بحث اساسی راجع به حفظ منزلت روحانیت، به بررسی لوازم و الزامات ایفای این نقش‌ها بازمی‌گردد که اگر خوب محقق شود و اگر نسبت به آن تحفظ شود، این منزلت حفظ خواهد شد، اما اگر کوتاهی شود، قطعا آسیب خواهد خورد. رفتار، عملکرد و دقت نظر حضرت آیت‌الله سیستانی به عنوان مرجع تقلید بزرگ شیعیان تا چه اندازه در حفظ منزلت مرجعیت و فتوا موثر بوده است؟

قائم مقامی: هر کسی که کمترین آشنایی با وضعیت فعلی جامعه عراق داشته باشد و از سوی دیگر فعالیت‌ها و عملکرد آیت‌الله سیستانی را در این سال‌ها حتی از دور، از نظر گذرانده باشد و با برخورداری از اندکی انصاف، به راحتی پاسخ این پرسش را می‌یابد؛ بی تردید در عراق جدید نقش آیت‌الله سیستانی یک نقش بی بدیل، بی نظیر و غیر جایگزین پذیر است و آنچه که امروز در عراق می‌بینیم از جمله حفظ تمامیت ارضی و حفظ وحدت ملی و اجتماعی و عناصر مثبتی که در شکل گیری عراق جدید مشاهده می‌کنیم، همه اینها عمدتا برآمده از نقش موثر آیت‌الله سیستانی است که با برخورداری از ویژگی‌های مختلفی که دارند، توانستند ظرفیت مرجعیت شیعه را به خدمت این کار بگیرند و اگر این کارکرد ایشان نبود، بی تردید ما شاهد این موفقیت‌ها و شکل گیری آنچه که امروز در عراق می‌بینیم یعنی طی کردن یک روند تکاملی و موفقیت آمیز را هرگز شاهد نبودیم.

فتوای جهاد کفایی حضرت آیت‌الله سیستانی برای مبارزه با داعش در عراق موجب شد که مسیر عقلانی و صحیحی پیش روی مردم عراق گذاشته شود و بر دشمن فائق آیند، فتوا باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد که بتواند این چنین سرنوشت ساز باشد؟

قائم مقامی: فتوا از ویژگی‌ها و ظرفیت‌های نهاد مرجعیت در شیعه است که در طول تاریخ تشیع نقش آفرین بوده و اگر در جای خودش و با یک محاسبه دقیق مدبرانه به کار گرفته شود، می‌بینیم که در تاریخ تشیع منشأ تحولات تاریخی بزرگی شده و به نظر می‌آید که استفاده از این ظرفیت طبیعتا به ویژگی‌های شخصیتی مرجع صاحب فتوا هم برمی گردد ضمن اینکه مسایل دیگری از قبیل شرایط خاص تاریخی و جغرافیایی نیز در آن دخیل است، اما این بسیار مهم است که از این ظرفیت چطور استفاده شود، مرجعیت همیشه به عنوان نقطه اصلی هویت بخش و امتیاز تشیع به شمار می‌رفته و مهم ترین ویژگی نهاد مرجعیت هم این بوده که از دو منبع مشروعیت بخش اصلی برخوردار بوده که ظرفیت مرجعیت را در این حد تامین می‌کرده است، یکی معیارها و ملاک‌های شرعی و دینی است که مرجعیت به عنوان نماینده مدرَس اهل بیت(ع) عمل می‌کرده، از سوی دیگر ویژگی اصلی مرجعیت این است که توانایی و قدرت خود را نه از ساخت‌های رسمی قدرت بلکه از متن جامعه و از پایگاه‌های اجتماعی به دست آورده و در واقع قدرت او یک قدرت کاملا مدنی است، قدرت مدنی بدین معنا که برآمده از نفوذ معنوی در لایه‌های مختلف جامعه است، هر زمانی که مرجعیت در نسبت با این دو منبع شکل گرفته توانسته منشأ آثار بزرگ تاریخی باشد.

اگر بخواهم بسیار خلاصه موقعیت فعلی حضرت آیت‌الله سیستانی را در نسبت با کارکرد مرجعیت اشاره و توصیف کنم، می‌توانم بگویم الگویی که در این سال‌ها آیت‌الله سیستانی در عراق ارایه دادند، مجموعه‌ای از برجسته ترین ویژگی‌های تاریخ پر افتخار بیش از هزار ساله مرجعیت شیعه است؛ ایشان از یک طرف از حیث نظری، عقلانیت و جامعیت مدرَس اهل بیت(ع) را به بهترین شکلی نمایندگی کرده‌اند و از طرفی با وجود اینکه مرجعیت ماهیت شیعی دارد و نهادی شیعی است ولی همیشه در گذشته تاریخی ما مهم ترین ویژگی الگوهای برجسته مرجعیت که دارای تأثیرهای فراتاریخی و تاریخ ساز بودند، این بوده که در عین اینکه از بستر تشیع عمل می‌کرده اند، اما دایره اثرگذاری آنها بسیار فراتر از جامعه شیعی بوده و همه مذاهب، طوائف و اقشار مختلف جامعه را در بر می‌گرفته و به نوعی نماینده و محور وحدت و عقل جمعی به شمار می‌آمده اند که ما این ویژگی را به صورت آشکار و به شکل کرامت آمیزی در عملکرد و رفتار آیت‌الله سیستانی می‌بینیم؛ مجموعه این ویژگی‌ها در شخص ایشان باعث شده که امروز در این برهه از تاریخ شاهد بروز و ظهور یک الگوی برجسته و تاریخی از مرجعیت شیعی هستیم که در امتداد الگوهای درجه یک مرجعیت در طول تاریخ تشیع قرار دارد.

صرف نظر از شخص و شخصیت حضرت آیت‌الله سیستانی، به طور کلی آیا انتظاری که از جایگاه مرجعیت و صدور فتاوا در تشیع وجود دارد و نقشی که فتاوا در اصلاح امور امت می‌توانند داشته باشند همیشه مطابق انتظار بوده است؟

قائم مقامی: مسلما پاسخم نمی‌تواند یک پاسخ صریحی باشد به این معنا که بگویم آری یا خیر؛ در مواردی قطعا اینگونه نبوده لذا نتوانسته تاثیر لازم را بگذارد، این یک ظرفیت برای نهاد مرجعیت است ولی نقد کردن و فعلیت بخشی این ظرفیت بستگی به مجموعه‌ای از ویژگی‌های و خصلت‌های کاریزماتیک و شخصیتی کسی دارد که تصدی مسئولیت مرجعیت را برعهده دارد وگرنه فتوا چیزی است که ثبوتا بالاخره هر مجتهدی که از صلاحیت‌های علمی و فقهی لازم برخوردار باشد، شأنیت صدور فتوا را دارد، اما اینکه از این شأنیت و امکان چگونه استفاده کردن و در چه موقعیتی استفاده کردن و در چه نسبت‌هایی آن را قرار دادن، برمی‌گردد به همان ویژگی‌های شخصیتی مفتی و صادرکننده فتوا، ضمن اینکه تأکید می‌کنم که نقش آیت‌الله سیستانی را نباید صرفا در فتوای اخیر ایشان خلاصه کرد که البته بسیار مهم، تاریخی و اثرگذار بود، اما کل مرجعیت ایشان دارای عناصر برجسته و ماندگار است.

چه عواملی در تقلیل و تضعیف نقش مرجعیت نقش داشته و تا چه اندازه دستگاه مرجعیت شیعی خود در حفظ منزلت مرجعیت نقش ایفا می‌کند؟

قائم مقامی: نهاد مرجعیت، ظرفیت‌های بی نظیری را در خود دارد و همانطور که عرض کردم طبیعتا فعلیت بخشی و بهره گیری از این ظرفیت‌هایی که فعلیت نایافته است، بطور عمده بستگی دارد به نوع عملکرد شخصی که در این مسند و جایگاه قرار دارد و مهم ترین ویژگی‌های آن شخص باید این باشد که اولا بتواند ضمن اینکه از مشروعیت لازم به عنوان نماینده فکری مدرَس اهل بیت(ع) برخوردار باشد، در عین حال بتواند با بهره گیری از تدبیر و موقعیت شناسی به عنوان نماینده عقل جمعی و روح جمعی جامعه عمل نماید و در عمل این اعتماد را در کلیت جامعه و مخاطبان ایجاد کرده باشد تا فتوا و سخن او منشأ اثر واقع شود.

این بسیار مهم است که مرجعیت بتواند در قالب الگوهای عام و تفاهم پذیر عمل کند، مهم ترین ویژگی که من در این سال‌ها در شخص آیت‌الله سیستانی مشاهده کردم، این است که گرچه به عنوان عالی ترین شخصیتی که در صدر مرجعیت شیعی قرار دارد و از عالی ترین درجات علمی و فقهی برخوردار است ولی این به تنهایی کافی نیست برای اینکه انسان به چنین نقشی برسد، بسیار کسانی بودند و احیانا هستند که کم و بیش از ویژگی‌های قابل توجه فقهی، علمی و معیارها و ضوابط مذهبی برخوردار بودند، اما در عین حال نتوانستند چنین اثرگذاری‌هایی داشته باشند، مهم ترین ویژگی که می‌تواند این نقش آفرینی را ممکن سازد این است که بتوان در قالب‌های تفاهم پذیر عمل کرد، آیت‌الله سیستانی مهم ترین ویژگی و هنرشان این است که از پایگاه مرجعیت شیعی و از پایگاه مدرَس اهل بیت توانستند مفاهیمی را تولید کنند و زبانی را ارایه دهند که زبان تفاهم و همدلی است؛ زبانی است که توانسته در موقعیت ویژه عراق که یک بافت کاملا متنوع قومی، مذهبی، سیاسی و جمعیتی دارد و از هر جهت دارای شرایط متکثر است کارکردی کاملا تفاهمی داشته باشد. احساسم این است که در حال حاضر آیت‌الله سیستانی در عراق نه به عنوان رهبر شیعه بلکه به عنوان نماینده روح جمعی جامعه و به عنوان نماینده وحدت ملی شناخته شده و بخش اصلی کارکرد، کاریزما و نفوذ ایشان هم برآمده از همین ویژگی است، این بسیار مهم است که کسی در جایگاه رهبری مذهبی که پایگاه اصلی قدرت او، گروه‌های مذهبی خاص یعنی جامعه شیعی هستند به صورت یک رهبر فرقه‌ای عمل نکند بلکه در سطح یک رهبر ملی و فراگیر عمل کند، این راز اصلی موفقیت و بقای مرجعیت در طول تاریخ و از جمله شخص آیت‌الله سیستانی بوده که توانستند با اتکای به آن معیارها و منابع برآمده از آموزه‌های اهل بیت(ع) همان نقشی را که ما در طول تاریخ برای مراجع می‌بینیم، ایفا کنند.

حضرات معصومین در زمان خودشان هرگز به عنوان رهبر یک گروهی از مسلمانان مطرح نبودند بلکه کلیت جامعه مسلمین و جامعه انسانی را مورد خطاب قرار می‌دادند و آن زبانی که ما از مدرَس اهل بیت یاد می‌گیریم و میراث اهل بیت برای ماست، یک زبان عام انسانی است، هرگاه توانستیم این زبان عام انسانی که زبان اندیشه، زبان تفاهم، عقلانیت، و مظهر رحمانیت الهی است را کشف کنیم و از ظرفیت‌های آن استفاده کنیم، آثار بزرگ تاریخی خلق شده و راز موفقیت الگوهای برجسته مرجعیت دینی هم در طول تاریخ در برخورداری از همین زبان بوده است؛ و این همان زبانی است که ما می‌بینیم آیت‌الله سیستانی از آن برخوردارند و واقعا احساس شخصی من همیشه این بوده که ایشان ذخیره‌ای است که خداوند برای شیعه در این عصر قرار دادند تا در روزگاری که دین در بلاغ و ابلاغ پیام خود بیش از هر زمانی به زبان عقلانیت، تفاهم و بهره گیری از مفاهیم بین الاذهانی نیاز دارد، یک چنین نقشی را به فضل و لطف الهی ایفا کنند.

برخی بیان می‌کنند که دستگاه مرجعیت کارکرد اجتماعی خود را از دست داده و مردم دیگر از مرجعیت تبعیت نمی‌کنند، اگر درصدی از این اظهار نظر درست باشد، علت اصلی این مساله را چه می‌دانید، این امر به زبان عام انسانی که به آن اشاره کردید، مربوط می‌شود؟

قائم مقامی: این بحث بسیار مهمی است، هرگز به این معتقد نیستم که نهاد مرجعیت، مرجعیت و تاثیر اجتماعی خود را از دست داده باشد در واقع بعضی از ما هستیم که چه بسا در کسوت مرجعیت و روحانیت قرار داریم، اما نتوانستیم از آن کارکردها و ظرفیت‌های این نهاد به خوبی استفاده کنیم.

واقعیت این است که مرجعیت و روحانیت یک نهاد قراردادی، اعتباری و جعلی نیست، و همچنین یک مقام رسمی معطوف به ساخت رسمی قدرت هم نیست که آمریت داشته و فرمان برداری داشته باشد و مثلا بگوییم فلانی صاحب فلان منصب و فلان قدرت است و از این به بعد همه ملزم باشند تا از او تبعیت کنند. یعنی اینطور نیست که وقتی شخصی در مسند مرجعیت و کسوت روحانیت درآمد، دارای عنوانی رسمی شده که این عنوان معطوف به قدرت است، پس دیگران باید از او تبعیت کنند. بلکه مرجعیت لحظه به لحظه مشروعیت خود را از دو معیار کسب می‌کند، یکی معیارهای دینی و فقهی و شرعی است و دوم نفوذ در لایه‌های عمیق اجتماع و طبقات مختلف جامعه است که مرجع را تبدیل به مرجع می‌کند وگرنه صرف اینکه کسی از یک حد نصاب دانش فقهی برخوردار باشد و صلاحیت و شأنیت علمی و اجتهادی لازم را برای صدور فتوا داشته باشد، به تنهایی کسی را مرجع نمی‌کند و در واقع او را در مسند مرجعیت قرار نمی‌دهد، این یک شرط لازم و اصلی است، اما شرط کافی نیست، شرایط لازم و ضروری دیگری نیاز دارد و از مهمترین آنها این است که بتواند با جامعه ارتباط برقرار کند؛ به میزانی که روحانیت و صاحبان شأنیت‌های علمی و فقهی ما بتوانند، مفاهیم و آموزه‌های اهل بیت و آموزه‌های دینی را به مفاهیم بین الاذهانی تبدیل کنند، به مفاهیمی که قابلیت فهم پذیری بیشتری برای مخاطبان بیشتری را داشته باشد تبدیل نمایند، طبیعتا دایره نفوذشان گسترده تر می‌شود و مرجعیت آنها عینیت و فعلیت پیدا می‌کند، مرجعیت چیزی است که در ‌‌نسبت باید فعلیت پیدا کند، جامعه باید بپذیرد و بتواند با آنچه مرجعیت می‌گوید، ارتباط برقرار کند.

تأکید قرآن در رابطه با پیامبران و شخص پیامبر اسلام که رسول ختمی است ارتباط بر پایه بلاغ است، آن هم نه بلاغ به تنهایی بلکه بلاغ مبین، ما روی شرایط و عناصر بلاغ مبین دقت نکرده ایم، نکات بسیاری در آن نهفته است، پیامبر اسلام انسان کامل و عصاره آفرینش است، یعنی از جهت ثبوتی و مقام واقع هیچ چیز کم ندارد اما برای همین پیامبر، وجود این ویژگی‌ها به تنهایی کافی نیست تا بتواند به جایگاه رسالت ختمی برسد مگر اینکه بتواند وظیفه بلاغ و ابلاغ مبین را ایفا کند یعنی بتواند محتوای پیام را در نسبت ارتباطی و تفاهمی با مخاطب قرار دهد. بارها هم قرآن بر این مساله تاکید می‌کند که باید رسالت خود را ابلاغ کنی، پیامبر اگر تمام آن شأنیت‌ها و ویژگی‌های شخصیتی را داشت، اما از قدرت ابلاغ و بلاغ مبین برخوردار نمی‌بود، این ویژگی را پیدا نمی‌کرد و پیامبر نمی‌شد؛ چنانچه در نمونه‌های گذشته پیامبران، شخصی مانند حضرت موسی(ع) پیامبر است، اما به نص قرآن کریم برای آموزش و تعلم نزد کسی دیگر که گفته می‌شود جناب خضر است تعلم می‌بیند، پس معلوم می‌شود که داشته‌های جناب خضر از جناب موسی بالاتر بوده ولی از توانایی ایجاد ارتباط عمومی و فراگیر برخوردار نبوده است.

اما موسی پیامبر و از ویژگی نبوت برخوردار میی باشد، مهم ترین خصوصیت پیامبر همان چیزی است که خود جناب موسی در گفت وگو با پروردگار در ابتدای رسالت خود بیان می‌کند و آن توجه به زبان است، زبان یک ماهیت فرهنگی، اندیشه گی و ارتباطی دارد؛ زبان فقط مجموعه‌ای از لغات و واژگان و قواعد دستوری نیست و امروز دیگر مفهوم و کارکرد اندیشه گی و تفاهمی زبان روشن است ولی قرآن کریم بیش از چهارده قرن پیش به این وجه از زبان خصوصا در جایگاه پیامبری که شان ارتباطی و ابلاغی دارد کاملا توجه داشته است؛ لذا موسی (ع) می‌گوید که برادرم‌هارون را هم همراه من بفرست که او از فصاحت زبانی بیشتری از من برخوردار است. همین ویژگی مهم جناب موسی است که او را شایسته مقام رسالت قرار داده است چراکه می‌فهمد و می‌دانست که در ابلاغ رسالتی که برعهده دارد مساله زبان اهمیت دارد؛ و تا مادامی که به اهمیت زبان به مفهوم عام و فراگیر آن به عنوان عامل اصلی ارتباط انسانی که مجموعه‌ای از عناصر فرهنگی، اندیشه ای، عاطفی و عقلانی را در خود نهفته دارد پی نبریم و تا مادامی که از چنین زبانی که زبان پیامبرانه است برخوردار نباشیم، متراکم و فربه از انبوه اندیشه و انباشته‌ای از دانش و معارف هم که باشیم، اما تا زمانیکه نتوانیم آنها را در قالب‌های زبانی یعنی در قالب‌های فهم پذیر ارایه دهیم؛ هرگز نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم که آن ظرفیت‌های بی نظیر روحانیت و مرجعیت به صورت خاص فعلیت پیدا کرده و پیامی که از این مسند به مردم منتقل می‌گردد مورد تامل و پذیرش قرار گیرد. شرط اصلی و پایه دوم فعلیت پیدا کردن این ظرفیت‌ها این است که ما زبان ارتباطی داشته باشیم.

اهل معرفت تفاوت پیامبر و ولیّ را در این می‌بینند که خصوصیت ولیّ (به معنای کسی که صاحب ولایت عرفانی و معنوی است) این است که مردم باید به سراغ ولیّ بروند و اگر کسی می‌خواهد از آثار ولایت معنوی برخوردار شود، باید برود ماخذ و حامل آن را پیدا کند اما در نبوت این نبی است که باید به سراغ مردم برود و با مردم ارتباط پیدا کند و مرجعیت در واقع حامل این شأن ارتباطی نبوت است و تا مادامی که نتواند این شأن ارتباطی را فعلیت ببخشد هرگز نباید انتظار داشته باشیم که مردم دنبال مرجعیت باشند، طبیعتا همینطور می‌شود که بعضا کمتر شاهد ظهور مرجعیت اجتماعی نهاد مرجعیت دینی خواهیم بود این بدین معنا نیست که نهاد مرجعیت ویژگی خود را از دست داده، الگوی آیت‌الله سیستانی نمونه حجت بالغه ی امروز است؛ من وجود آیت‌الله سیستانی را حقیقتا یک حجت الهی در عصر خودمان می‌بینم که نشان دهنده این نکته است که اگر از ظرفیت‌های مرجعیت به خوبی استفاده شود همچنان یک کانون بی بدیل تاثیر گذار خواهد بود، و مهم ترین عامل آن هم این است که زبان ارتباطی و تفاهمی مرجعیت فعال شود و ایشان به گمان من هم این زبان را به خوبی شناخته و هم به الزامات عملی آن کاملا پای بند و وفادار مانده اند. ببینید ایشان هیچگاه در جزئیات عمل سیاسی که حوزه مستقیم تصمیم گیری مردم است دخالت نکرده اند، مثلا هیچگاه در انتخابات‌های مختلف که اتفاقا بسیار هم سرنوشت ساز و در شرایط حساس بوده اند از لیست، جناح و یا شخص خاصی حمایت نکرده اند و عرصه را بر عمل و تصمیم مردم تنگ نکرده و سرمایه ارزشمند مرجعیت را در چنین مواردی هزینه نکرده اند. که اگر چنین می‌شد بسا مردم در مواردی تبعیت می‌کردند اما رفته رفته نگاه آنها به مرجعیت از یک نگاه ملی و عام به یک نگاه سیاسی و حزبی خاص تغییر جهت می‌داد و این یعنی زوال مرجعیت.

بنابراین برای نقض سخن کسانی که معتقدند کارکرد مرجعیت پایان یافته به چه نکته‌ای می‌توان اشاره کرد؟

قائم مقامی: چه نقضی بالاتر از اینکه ما می‌بینیم که در عصر ارتباطات و مدرنیزم، در جامعه‌ای متکثر و جهانی، مراجع و رهبران دینی‌ای وجود داشته و همچنان وجود دارند که بدون اینکه از قدرت رسمی و حاضر در ساخت رسمی قدرت برخوردار باشند و بدون اینکه بخواهند از عوامل غیر متعارف بهره گیری کنند و فقط از ظرفیت‌های دینی و معنوی مرجعیت استفاده کرده اند، منشا آثار بزرگ و تاریخی شده اند. آیا امام خمینی که معجزه وار تاریخ تشیع را تغییر داد و در جامعه و تاریخ جهانی اثر گذاشت جز با بهره گیری کامل از همین ظرفیت بود؛ و اینک در عراق آیت‌الله سیستانی قدرتی جز توان مرجعیت دراختیار دارد؟ اینها حجت بالغه الهی است که اولا نقض آشکار سخنان کسانی است که می‌گویند دوران کارکرد مرجعیت پایان یافته و دیگر مرجعیت رسمی شیعه و روحانیت، مرجعیت اجتماعی و تاریخی خود را از دست داده است بلکه این نمونه این نمونه‌ها اثبات روشن این واقعیت است که همچنان نهاد مرجعیت نه تنها از ظرفیت‌هایش کاسته نشده بلکه ظرفیت‌هایی متناسب با تحولات و شرایط عصری بر ظرفیت‌های آن نیز افزوده می‌شود به شرط اینکه بتوان این ظرفیت‌ها را به خوبی نقد کرد و مهم ترین عامل و ویژگی، برخورداری از همان زبان تفاهمی است که خود مجموعه‌ای از ویژگی‌ها و توانایی‌های دیگر را دربردارد.

شاید برخی تنها به فتوای آیت‌الله سیستانی و مساله دفاع ایشان از تمامیت ارضی و مقابله با جریان انحرافی داعش اشاره کنند، اما اگر به مجموعه سال‌های مرجعیت و رفتار و فتوای ایشان نگاه کنید، نقش بسزا و ارزشمند ایشان در تمام عرصه‌ها به وضوح آشکار است؛ فراموش نمی‌کنم در دورانی که آلمان بودم یکی از اسباب و موجبات افتخار و مباهات ما که روی آن مانور می‌دادیم، فتوایی بود که آیت‌الله سیستانی در رابطه با اهل سنت صادر کردکه بسیار موثر بود و ظرفیت بالایی را برای عرصه‌های ارتباطات بین المذاهب و در عرصه تقریب ایجاد کرده بود یا مواضعشان راجع به ضرورت حفظ حقوق انسانی و رابطه محبت آمیز باپیروان ادیان دیگر که در همین جهاد دفاعی اخیر در عراق نیز بسیار انعکاس داشت و در تثبیت موقعیت ایشان در جایگاه یک رهبر فرافرقه‌ای و فرامذهبی بسیار موثر بود.

من بارها تکرار و تأکید کرده ام که شیعه هرگز یک فرقه نیست و از هرگونه رفتاری که شیعه را به صورت یک فرقه در بیاورد یا اینکه شبهه فرقه شدگی را در رابطه با تشیع ایجاد کند، در مرتبه اول، ظلم به اهل بیت است و در مرتبه بعد، ظلم به کسانی است که باید و می‌توانند از ظرفیت بی نظیری که مدرَس اهل بیت در اختیار ما گذاشته است، بهره مند شوند.

بی تردید به میزانی که به طرف عناصر فرقه شدگی پیش برویم از تأثیرگذاری ما حتی در میان پیروان اهل بیت(ع) نیز کاسته خواهد شد، چه رسد به دیگران؛ مهم ترین ویژگی فرقه شدگی این است که مدام از منطق بیرونی و عقلانی به نفع منطق درونی و زبان خاصی که فقط برای پیروان و مریدان قابل درک است کم کنید یعنی منطق بیرونی که منطق عقلانی، تفاهمی و ارتباطی است را به محاق برده و بر عناصری اضافه کنید که تنها قابل فهم برای کسانی باشد که درون این مجموعه هستند، این یعنی فرقه شدگی و کاستن از حوزه مخاطب جهانی و مخاطب عام. حال اینکه زبان اهل بیت همان زبان قرآن است. ما شیعه را به عنوان فرقه نمی‌دانیم یعنی یک مجموعه جدا شده از اصل مسلمانان نیست بلکه همان اصل اسلام و اصل وحی ختمی است؛ لذا گروه جدا شده از اصل نیست که بخواهد برای خود منطق جداگانه‌ای داشته باشد، ما می‌گوییم که اهل بیت نماینده اصیل همان آموزه‌های نبوی هستند و مخاطب وحی ختمی نیز “الانسان و الناس” است نه گروه خاصی، ما هرگاه توانستیم آموزه‌های اهل بیت را در قالب‌های عام انسانی و قالب‌های بین اذهانی ارایه دهیم و بر قدرت تفاهمی آن بیافزاییم یقینا به اصالت آموزه‌های اهل بیت نزدیک شده ایم و آنگاه قدرت انحصاری تشیع هم که یک قدرت گفتمانی است ظهور پیدا خواهد کرد، این همان چیزی است که ظرفیت اصلی مرجعیت را تشکیل می‌دهد وگرنه مرجعیت چیزی نیست که مثلا شما اعتبار کنید که بنده چون صلاحیت علمی دارم حکمی را صادر کنم، البته اشکالی هم ندارد صاحبان فتوا به سلیقه خود قالبهای فتوای خود را انتخاب کنند اما اگر می‌خواهیم فتوا صادر کنیم و اثرگذار باشد، بدانیم که تأثیر در “نسبت” و در “ارتباط” حاصل می‌گردد، یا شما باید این اثر را با یک الزام و اجبار و اراده معطوف به قدرت ایجاد کنید، که این با ذات مرجعیت و روحانیت و آموزه‌های دینی سازگار نیست چون قدرت مرجعیت، مدنی و معنوی بوده و قدرت مدنی برآمده از نفوذ معنوی و اخلاقی در میان مردم است.

بنابراین اینکه شخصی بخواهد با قدرت اثر بگذارد کار شاهان است پس ناگزیر تاثیر باید معطوف به ارتباط، اثرگذاری روی قلب‌ها و معطوف بر تفاهم و همزبانی باشد و به میزانی که طبقات مختلف جامعه احساس کردند که این فتوا نماینده خواسته‌های آنهاست و به میزانی که طبقات مختلف جامعه احساس کردند که مرجعیت زبان آنهاست و نماینده عمیق ترین خواسته‌های آنهاست، فتوا و حکم، اثر خود را خواهد گذاشت؛ لذا می‌بینیم که شخصیتی مانند حضرت امام خمینی(ره) توانست در مسند مرجعیت یک حرکت بی نظیر تاریخی را ایجاد کند، امام که قدرت دیگری در اختیار نداشت و تقریبا همین کارکرد بی نظیر مرجعیت دینی و شیعی بود که توانست یک اثر ماندگار و بی نظیری مثل انقلاب اسلامی را ایجاد کند. یا فتواهایی که بسیاری از مراجع در گذشته دور و نزدیک صادر کردند و حرکتی عظیم را موجب شدند، فتواهای اثرگذار به معنای یک فتوا نیست اینها سنبل و نمونه‌ای از کارکرد مرجعیت است که به صورت فتوا ظهور پیدا می‌کند مانند فتوای میرزای شیرازی اول و دوم.

همه این نمونه‌ها نشان دهنده این است که در یک ارتباط تفاهمی و در صورتی که بتوانیم یک ارتباطی توامان عقلانی، معنوی و عاطفی با طبقات مختلف مردم پیدا کنیم براساس همان زبان تفاهمی، ظرفیت‌های مرجعیت قابل ظهور و فعلیت است، و چنین ارتباطی فقط از یک جایگاهی نظیر مرجعیت میسور و ممکن است، بلاغ مبین باید یادمان باشد. این بلاغ مبین شرایطی دارد که باید آن را شناخت و به آن عملا وفادار ماند؛ و این را عرض می‌کنم که آنچه از ابتدا در رفتار و عملکرد آیت‌الله سیستانی خود را نشان می‌دهد، به گونه‌ای کرامت آمیز برخورداری از این زبان ارتباطی است که انصافا با توجه به محدودیت‌ها و شرایط زنده گی ایشان بسیار راز آمیز و قابل توجه است.

[ad_2]

لینک منبع

آیت‌الله سیستانی پایگاه مرجعیت را صیانت می‌کند/ مرجعیت معتدل در بین مردم جایگاهی ویژه دارد

[ad_1]

فتواهای آیت‌الله سیستانی براساس زمان شناسی و مردم شناسی دقیق ایشان اعلام شد. مرجعیت معتدل ما که هم به علوم جدید توجه می‌کند و هم جانب دین را دارند، در بین مردم جایگاهی ویژه دارند.

به گزارش شبکه اجتهاد، حجت‌الاسلام والمسلمین محسن غرویان درباره نقش آیت‌الله سیستانی در شکست داعش در عراق بیان کرد: آیت‌الله سیستانی در نقش یک مرجع تقلید، در بین مردم جایگاه ویژه‌ای دارند چون مرجعیت همان بلندگوی دین مردم است. عملکرد و رفتار آیت‌الله سیستانی به عنوان مرجع تقلید برجسته نفوذ زیادی در مردم دارد؛ این تاثیرگذاری و نفوذ دین شاکله ذهنی مردم متدین را شکل داده است.

او در خصوص شیوه زندگی آیت‌الله سیستانی به شفقنا گفت: آیت‌الله سیستانی به دلیل زهد، تقوا و دنیا گریزی که دارند از یک جایگاه والایی در قلوب مردم برخوردار هستند. ساده زیستی و زندگی متوسط ایشان محبوبیت ایشان را دو چندان می‌کند؛ از این جهت تاثیرگذاری ایشان در مسایل سیاسی عراق بسیار بالاست.

آیت‌الله سیستانی، مردمی است

این استاد حوزه، تصریح کرد: نکته قابل توجه دیگر هم مردمی بودن آیت‌الله سیستانی است. ایشان از نظر فتواها و نظریات دینی، مردمی بودن خود را حفظ کردند و نسبت به اسلام هم دیدگاه‌های موافق آزادی انسانی و معقول دارند. این جایگاه سیاسی، ایشان را در بین فعالان سیاسی عراق بسیار تاثیرگذار کرده است؛ نقش پدری برای احزاب و گروه‌های سیاسی مختلف در عراق دارند، باز هم جایگاه تاثیرگذار آیت‌الله سیستانی در اوضاع فرهنگی عراق غیر قابل انکار است.

غرویان در خصوص تاثیر فتوای آیت‌الله سیستانی در جامعه عراق، گفت: فتوا باید با وجدان، فطرت و عقل انسان هماهنگ باشد و مبتنی بر اصول و استدلال‌های فقهی باشد؛ در چنین شرایطی فتوا می‌تواند موثر واقع شود اما اگر فتوا پایه‌های فقهی ضعیف یا هماهنگ با عقلانیت، وجدان و فطرت انسان نباشد نمی‌تواند تاثیرگذار باشد. از این جهت فتواهای آیت‌الله سیستانی براساس زمان شناسی و مردم شناسی دقیق ایشان اعلام شد.

فتوای آیت‌الله سیستانی وحدت آفرین بود

او ادامه داد: از این جهت فتواهای آیت‌الله سیستانی می‌تواند در جامعه عراق در مورد مسایل اجتماعی و سیاسی بسیار وحدت آفرین باشد و همه گروه‌های مختلف مذهبی کنار یکدیگر بایستند.

او اضافه کرد: علاوه بر ساده زیستی، سلوک شخصیتی و رفتاری ایشان، من بسیار شنیدم که آیت‌الله سیستانی آخرین کتاب‌های علمای حوزه علمیه قم را مطالعه می‌کند، از آخرین تحلیل‌های سیاسی جهان با خبر است؛ این امر برای مردم بسیار قابل توجه است، بنابراین سخنان ایشان برای مردم حجت و اعتبار دارد. چون مردم صداقت را در کلام و رفتار ایشان حس می‌کنند؛ حتی بزرگترین سیاستمداران عراق این نقش پدرانه آیت‌الله سیستانی را پذیرفته اند و نسبت به این مساله اذعان دارند.

این استاد حوزه با توجه به تاثیرگذاری برخی از فتواها در جهان اسلام، توضیح داد: برخی از فتواها مانند فتوای تحریم تنباکوی میرزای شیرازی یا همین فتوای آیت‌الله سیستانی در شرایط خاص جامعه عراق در مقابله با داعش، بسیار سرنوشت‌ساز بوده است. این فتواها به‎جا و مطابق شرایط زمانی و مکانی خودش صادر شده است و باید عالمان ما برای صدور فتوا، عالم به زمان باشند.

غرویان با اشاره به سخنی از امام صادق(ع)، اظهار کرد: «اَلْعَالِمُ بِزَمَانِهِ لاَ تَهْجُمُ عَلَیْهِ اَللَّوَابِسُ» عالمی که به زمان خودش آگاه نباشد شبهات، سوالات و مسایل بر او هجوم نمی‌آورد. اگر فتوا چنین شرایطی را داشته باشد، قطعا اثرگذار خواهد بود چون حکم مرجع تقلید به نوعی حکم الله برای مردم به حساب می‌آید و از این جهت مردم دیندار هم برای تحقق حکم الهی حاضر هستند حتی از جان خود مایه بگذارند.

این استاد حوزه درباره نقش استعمارگران در تضعیف جایگاه مرجعیت گفت: همیشه استعمارگران سعی کردند تا نقش مرجعیت را در کشورهای اسلامی مانند ایران و عراق که شیعیان حضور چشمگیری دارند، تضعیف کنند.

غرویان تصریح کرد: آنها می‌دانند که مرجع تقلید برای مردم حکم امام یا پیغمبر را دارد. به هر حال فتوای مرجع حکم خداست و مردم هم در راه خدا ایثارگری و از خود گذشتگی دارند. استعمارگران همیشه برای تضعیف مرجعیت تلاش کردند؛ برخی از کسانی که چهره‌ی مرجعیت را تخریب می‌کنند روشنفکران دینی تندرو مانند تقی‌زاده در زمان مشروطه هستند و آنها هم عملکرد اشتباهی داشتند، بنابراین استعمارگران هم از برخی روشنفکران دینی افراطی استفاده کردند. مرجعیت معتدل ما که هم به علوم جدید توجه می‌کند و هم جانب دین را دارند، در بین مردم جایگاهی ویژه دارند.

آیت‌الله سیستانی پایگاه تشیع و مرجعیت را در بین مردم حفاظت و صیانت می‌کنند

او در پایان تاکید کرد: من به سهم خودم نسبت به آیت‌الله سیستانی عرض ارادت دارم و این پیروزی عراقی‌ها را بر داعشی‌های جنایتکار تبریک می‌گویم؛ ایشان از چهره‌هایی هستند که پایگاه تشیع و مرجعیت را در بین مردم حفاظت و صیانت می‌کنند.

[ad_2]

لینک منبع

آیت‌الله سیستانی به شئون دنیوی و ریاست بی اعتنایی کرد

[ad_1]

استاد برجسته حوزه علمیه مشهد جهت اصلی موفقیت آیت‌الله سیستانی را بی اعتنایی ایشان به عناوین صاحبی، عدم مطالبه عناوین مربوط به این جریان‌ها، بی اعتنایی به شئون دنیوی و ریاست دانست و گفت: ایشان برای خود و اطرافیان مطالبه‌ای نکرد و فقط مصالح عراق را در نظر گرفت.

به گزارش شبکه اجتهاد، آیت‌الله سید جعفر سیّدان، از علمای برجسته مشهد راجع به نقش حضرت آیت‌الله سیستانی در شکل گیری عراق جدید و حفظ وحدت ملی به شفقنا گفت: سلوک و رویه‌ای که مرجع عالیقدر عالم تشیع آقای حاج سید علی سیستانی اتخاذ کرده‌اند در جهت حفظ وحدت بین قشرهای مختلف جامعه عراق و حفاظت حقوق همگان با دقت خاصی براساس آموزه‌های قرآن و حدیث و تعقلات بیّنه‌ی خودشان انجام گرفته است به گونه‌ای که الحمدالله مایه‌ی شگفت جوامع مهم سیاسی جهان شده است.

استاد حوزه علمیه خراسان‌، جهت اصلی موفقیت آیت‌الله سیدعلی سیستانی را بی اعتنایی ایشان به عناوین صاحبی، عدم مطالبه‌ی عناوین مربوط به این جریان‌ها، بی اعتنایی به شئون دنیوی و ریاست و مسائل مختلفی که معمولا در این زمینه‌ها مطرح است، دانست و افزود: بی اعتنایی ایشان به این مسائل، یعنی در ارتباط با برنامه‌های گوناگون برای خودشان و اطرافیان شان چیزی را مطالبه نکرده و فقط همان مصالح جامعه‌ی اسلامی عراق را درنظر گرفتند و در نتیجه موفق شدند.

وی در ادامه بیان کرد: یکی از افراد با بنده صحبتی داشت و می‌گفت: سیاست مدار‌های دنیا به شگفت آمده‌اند از اینکه ایشان با روش و سلوکشان بیشترین حفاظت را در حقوق مردم کردند و بیشترین دقت را در حفظ حقوق همگان نمودند و نقششان در طبقات مختلف بسیار قوی بود در عین حال خودشان مطالبه‌ی هیچ نوع عنوانی را نداشتند.

آیت‌الله سیدان همچنین افزود: با این برنامه‌ی خودشان که آموزه‌ای است از آموزه‌های مهم وحیانی در رسیدن به توفیقات امروزیشان موفق شدند و همگان نیز می‌دانند و امیدواریم که خداوند تاییدات ایشان را بیشترو مشمول عنایت خاصه امام عصر(روحی و ارواحناالفداه)قرار دهد.

[ad_2]

لینک منبع

رفتار اجتماعی مرتبط با فقه نظام، مبتنی بر اراده جمعی است

[ad_1]

آیت‌الله اراکی با بیان این که اراده عده‌ای در راستای مخالف پذیرش اراده اجتماعی حاکم عادل بوده و این سبب عملکرد ناشایست آنان در رفتارهای شخصی شان می‌شود، تصریح کرد: از طرف دیگر اینان رفتار دوگانه داشته و در اراده جمعی شان از حاکم پیروی می‌کنند و پایبند به ولایت حاکمند.

به گزارش شبکه اجتهاد، آیت‌الله محسن اراکی، دبیر کل مجمع جهانی تقریب مذاهب، در اولین روز از سلسله مباحث «کلیات اصول فقه نظام» که در مدرسه علمیه سلیمانیه مشهد برگزار شد، با بیان این که ره‌آورد نظام بانکی کشور تبعیض اجتماعی بوده و این با مسلمات دینی سازگاری ندارد، گفت: نظام بانکی کشور طوری تنظیم شده که در اختیار نظام سرمایه داری است.

امروز نوعی خلل در سیستم بانکی کشور وجود دارد، در حالی که نظام‌های بانکی جهان چنین شیوه‌ای را ندارند و امروز اذعان مسؤولان بانک‌ها نیز عدم تعامل با افراد کم درآمد کشور است که این نوعی خلل و آسیب به شمار می‌آید.

دبیر کل مجمع جهانی تقریب مذاهب با بیان این که دو نوع مکلف خرد و کلان وجود دارند که همه افراد دارای عقل و اراده در زمره مکلفان خرد جای می‌گیرند، بیان کرد: اگر برای لباس پوشیدن و رفتارمان در منزل و محیط شخصی پاسخگو نیستیم؛ اما در اجتماع همین لباس پوشیدن و افعال شخصی مبدل به نوعی رفتار اجتماعی می‌شود.

اراکی با بیان این که ۳ نوع رفتار فرد درون اجتماع، فرد مقید به اجتماع و رفتار کلان اجتماعی در جامعه داریم، گفت: در رفتار جمعی در اجتماع تنها اراده فرد دخیل در فعل نیست چراکه اجتماع گاهی ظرف رفتار فرد است آن طور که گاهی فردی مقید به اجتماع می‌تواند کاری را به تنهایی و با توان بالا انجام دهد.

تشکیل جامعه در گرو شکل گیری اراده جمعی حاکم است، اگر اینگونه نشد و جامعه در راستای اراده حاکمیت و بر مبنای سیستم‌های مدون برنامه ریزی شده پیش نرفت دچار خسران می‌شود.

دبیر کل مجمع جهانی تقریب مذاهب با بیان این که در جامعه حاکمیتی وجود دارد که همه تابع اراده او هستند، خاطر نشان کرد: امروز در همه جوامع امت‌ها پایبند به قانون و اصولی هستند که از ناحیه حاکمیت معین می‌شود و اینگونه اراده انسان‌ها در خدمت حاکمیت در می‌آید.

رفتار اجتماعی مرتبط با فقه نظام رفتاری بر مبنای اراده جمعی است

وی ادامه داد: در این راستا رفتار اجتماعی مرتبط با فقه نظام، رفتاری بر مبنای اراده جمعی است و مرید در این نوع از رفتار نیز عده و جمعیتی از اجتماع هستند.

اراکی با بیان این که اراده عده‌ای در راستای مخالف پذیرش اراده اجتماعی حاکم عادل بوده و این سبب عملکرد ناشایست آنان در رفتارهای شخصی شان می‌شود، تصریح کرد: از طرف دیگر اینان رفتار دوگانه داشته و در اراده جمعی شان از حاکم پیروی می‌کنند و پایبند به ولایت حاکمند.

دبیر کل مجمع جهانی تقریب مذاهب با بیان این که بر این اساس اگر انسان در رفتار عادل و مطیع خدا بود، در صحنه‌های دیگر خداوند متعال معصیتشان را می‌بخشد، بیان کرد: این معنای شفاعت است.

وی با بیان این که چنانچه نماز و حج تبدیل به عبودیت نشود، رفتار فردی در زمره رفتارهای اجتماعی جای نگیرد، و تبدیل به اطاعت از خداوند متعال ارزشی ندارد، افزود: همه باید بدانند که پذیرش حاکمیت خداوند رحمان جز از طریق تبعیت از امام منصوب ممکن نمی‌شود چرا که حکم او حکم خدا و امر او امر خداوند متعال است.

اراکی عمل به اصول نظام، امر به معروف و نهی از منکر و تبعیت از امر الهی را از مهمترین و شاخص ترین رسالت‌های حاکم دانست و با بیان این که وقتی اسم نظام را می‌آوریم مقصودمان افعالی است که با تبعیت از اراده حاکم به هم می‌پیوندند، یادآور شد: تعبیر ولایت در فرهنگ شیعی تعبیر دقیقی است.

ولایت در مفهوم پیوستگی به امر خداست

دبیر کل مجمع جهانی تقریب مذاهب، ولایت را در مفهوم پیوستگی به امر خدا دانست و با بیان این که هیچ چیز در زندگی بشر مهمتر از پیوست اراده انسان با اراده برتر نیست، گفت: ولایت به معنای پیوستگی اراده‌ها به یکدیگر و گره خوردن آن به ولایت ائمه اطهار و اهل بیت عصمت و طهارت است.

وی با بیان این که حکم یا فعلی در شرایط فردی و اجتماعی احکام متفاوتی دارد، بیان کرد: بسیاری از مستحبات شرعی که در حوزه رفتار فردی مستحبند، امکان دارد در حوزه فقه اجتماعی مبدل به واجب شود.

اراکی با بیان این که در فقه عمران اسلامی اگر ساختمان‌های شهر را طوری بسازند که امکان عمل به شرع وجود نداشته باشد موجب ترک سنت می‌شود، گفت: بنابراین ساخت آن بی شک و تردید حرام می‌شود.

فقه نظام برای احکامی با موضوع اراده اجتماعی مقرر شده است

دبیر کل مجمع جهانی تقریب مذاهب با بیان این که باید شرایطی فراهم کرد تا منجر به تعطیلی سنت رسول الله نشود، ادامه داد: در شرایطی که اعراض از سنت رسول خدا محرم است، باید بازار را طوری فراهم کرد که امکان ترک سنت نباشد و نظام اقتصادی تولید کرد که منجر به از بین رفتن رابطه خیر اقتصادی نشود.

آیت‌الله اراکی در پایان با بیان این که هر جا اراده حاکمیتی مطرح باشد و جمعی از مکلفین از آن اراده واحد پیروی کنند، مکلف کلان شکل گرفته و حکم مکلف کلان همان حکمی است که از آن به فقه نظام تعبیر می‌کنیم، بیان کرد: فقه نظام برای احکامی با موضوع اراده اجتماعی مقرر شده است. رسا.

[ad_2]

لینک منبع

نرم‌افزار مجموعه آثار آیت‌الله بروجردی تولید شد

[ad_1]

همزمان با سالروز ارتحال آیت‌الله سیدحسین بروجردی، نرم افزار مجموعه آثار این عالم ربانی با جمع آوری بیش از ۴۰ جلد کتاب ایشان تولید و از هم اکنون در دسترس علاقه مندان قرار گرفت.

به گزارش شبکه اجتهاد، مرکز نور در راستای احیاء آثار ارزشمند بزرگان و همچنین پاسداشت شخصیت بزرگ و تاثیر گذار جهان تشیع، آیت‌الله العظمی بروجردی، نرم‌افزار مجموعه آثار این این شخصیّت عالى‌قدر و کم‌نظیر را تولید و عرضه نمود.

این نرم افزار، متن ۴۰ جلد از آثار حضرت آیت‌‌الله العظمی سید حسین بروجردی و دیگر آثار مرتبط با ایشان را در قالب جدید کتابخانه استاندارد با امکانات جدید پژوهشی در اختیار کاربر قرار می‌دهد.

البدر الزاهر فی صلاه الجمعه و المسافر، الحاشیه علی کفایه الأصول، الـقواعد العلیه فی الفوائد الأصولیه، المجدی: بحوث فی الوصیه و منجزات المریض و إقرار المریض، المنهج الرجالی و العمل الرائد فی الموسوعه الرجالیه لسید الطائفه آیه الله العظمی البروجردی، کفایه الأصول، منابع فقه شیعه، لمحات الأصول، نهایه الأصول؛ از جمله کتاب‌های ارائه شده در نرم‌افرار مجموعه آثار آیت‌الله بروجردی می‌باشد.

ارتباط واژگان متون برنامه با چند دوره لغت نامه، جستجوی ساده و پیشرفته در متن و فهرست کتاب‌های برنامه، یادداشت برداری، ذخیره سازی، ویرایش و چاپ متن، دسته ‌بندی کتب در محورهای مختلف، ارتباط میان برخی کتب برنامه از جمله قابلیت‌های پژوهشی این نرم‌افزار می‌باشد.

همچنین امکان تغییر اندازه‌ی صفحه نمایش برنامه، استفاده از موتور قدرتمند جدید در فرایند جستجو، قابلیت مرتب‌سازی کتاب‌ها، امکان تعریف کلیدهای میان‌بر طبق نظر کاربر و … از جمله قابلیت‌های جدیدی است که قالب کتابخانه استاندارد نور در اختیار کاربر قرار می‌دهد.

قابل ذکر است، آیت‌الله العظمی حسین طباطبایی بروجردی رحمه الله در پایان ماه صفر ۱۲۹۲ قمری، در بروجرد به دنیا آمد. ایشان، هفت ساله بود که به مکتب رفت. پس از گذراندن دوره‌ی مکتب خانه، به مدرسه‌ی نوربخش که در آن زمان، مجمع فضلا و مرکز علمیه‌ی بروجرد بود وارد شد و تا هجده سالگی در این مدرسه، به فراگیری علومی مانند صرف و نحو و… و دوره ی سطح اصول و فقه پرداخت.

او در آغاز سال ۱۳۱۰ به مدرسه‌ی صدر اصفهان مهاجرت کرد و در درس فقه و اصول و رجال مرحوم حاج سیدمحمدباقر درچه‌ای، میرزا ابوالمعالی کلباسی، سیدمحمدتقی مدرس و درس فلسفه‌ی آخوند کاشی و جهانگیرخان قشقایی، حاضر شد.

در سال ۱۳۱۹، به نجف مهاجرت نمود و به درس آخوند خراسانی و شریعت اصفهانی (شیخ الشریعه) حاضر شد و نه سال از محضر این دو بزرگوار سود جست و از این دو بزرگوار نیز اجازه‌ی اجتهاد دریافت کرد و با وفات مرحوم آیت‌الله العظمی سیدابوالحسن اصفهانی، بسیاری از مقلدان آن جناب، به  آیت‌الله بروجردی رجوع کردند.

سرانجام آیت‌الله بروجردی  در صبح روز پنج شنبه دوازدهم شوال ۱۳۸۰ قمری پس از عمری اجتهاد و تلاش برای فهم درست اسلام، ندای حق را لبیک گفت و در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها به خاک سپرده شد.

جهت کسب اطلاعات بیشتر و تهیه نرم‌افزار اینجا کلیک کنید.

[ad_2]

لینک منبع

تحوّل بدون اقناع مراجع، ممکن نیست

[ad_1]

اختصاصی شبکه اجتهاد: بیست سال سابقه مدیریت بر حوزه علمیّه خراسان، حجت‌الاسلام والمسلمین اکبر فرجام را به یکی از آشناترین افراد با ساختار حوزه‌های علمیّه بدل کرده است. او یک سال است عنان ریاست حوزه خراسان را واگذار کرده، در مورد تلاش‌های خود و مجموعه تحت مدیریتش، در عمل به منویات مقام معظم رهبری در رابطه با کم‌کردن سنوات تحصیل در حوزه‌های علمیّه و حذف مباحث کم‌فایده از متون درسی سخن گفته است. به باور وی، اگرچه تلاش‌هایی برای تغییر کتب آموزشی و بهینه‌سازی سنوات تحصیلی انجام شده، امّا در عمل می‌توان گفت توصیه‌های رهبری در رابطه با تحوّل در حوزه‌های علمیّه، مورد بی‌توجهی واقع‌ شده است.

اجتهاد: نظر مقام معظم رهبری در مورد بایسته‌های کتب درسی و آموزشی در حوزه علمیه چیست؟

فرجام: مقام معظم رهبری در سفرهایشان به قم و مشهد در جمع علما به‌کرات مواردی را مطرح فرمودند. یک مورد آن، کمشدن طول دوره آموزشی است تا طلبه این تعداد سنوات در سطح معطل نشود. نکته‌ای که ایشان در مورد متون آموزشی و درسی مطرح فرمودند این است که مباحث کم‌فایده‌ای که در مسیر اجتهاد وجود دارد باید حذف شوند. قبل از انقلاب هم ایشان در حوزه علمیّه مشهد «الرسائل‌ الجدیده» آقای مشکینی را تدریس می‌فرمودند؛ زیرا در رسایل مرحوم شیخ بحث‌های طولانی و مفصّلی مطرح‌ شده است که همیشه مورد نیاز نیست.

بنابراین با این نگاه مقام معظم رهبری، فضای حوزه علمیّه مخصوصاً در سطح تصمیم‌ گیرندگان و مدرسین و مراجع باید آمادگی ایجاد تغییرات را داشته باشد.

اجتهاد: تحوّلی که مقام معظم رهبری در نظر دارند به چه معناست؟ تدوین متون جدید یا پالایش کتبی که در اختیار داریم؟

فرجام: به نظر می‌رسد که بخش عمده آن پالایش متون موجود است؛ زیرا بحث‌های کم‌ثمر به‌خصوص در علم اصول به‌وفور دیده می‌شود. البته در حوزه فقه، با توجه به نیازهای زمان و مسائل نوپیدا، ایجاد تحوّل به معنی پرداختن به مسائل مورد نیاز و جدید جامعه است تا بتوانیم پاسخگوی نظام دینی باشیم، ولی در علم اصول برخلاف فقه، پالایش متون موجود روش بهتری است. به‌طور مثال؛ بحث پرطول و تفصیل مشتقرا در نظر بگیرید. آیا واقعاً مورد نیاز است که در اصول با این تفصیل خوانده شود؟ یا بعضی از مباحث دیگر مثل حقیقت شرعیه یا مقدمه واجب که نتیجه عملی زیادی ندارد. در این موارد، پالایش اولویت نخست است. البته در روش‌ها هم می‌توان تغییر و تحوّل ایجاد کرد؛ مانند کاری که شهید صدر (رحمت‌الله‌علیه) در حلقات انجام دادند.

اجتهاد: چرا مقام معظم رهبری تأکید بر تحوّل دارند؟ علّت در ضعف کتب موجود است یا آینده حوزه در خطر است؟

فرجام: مقام معظم رهبری (دامت‌برکاته) فرمودند تحوّل لازمه یک موجود زنده بوده و ایستایی و توقّف به معنای مرگ است. تحوّلی هم که ایشان مطرح فرمودند به نظر من صرفاً تحوّل در متون آموزشی نیست، بلکه مراد  ایشان، تحوّل کاملی است که یک بخش از آن، به متون برمی‌گردد. اگر بخواهیم در عرصه آموزش تحوّل ایجاد کنیم؛ باید در سه قسمت متون، سرفصل دروس و روش‌ها انجام شود. ابزار انجام آن نیز استفاده از فضاهای مجازی یا وسایل کمک‌ آموزشی است.

البته باید در نظر داشت که تحوّل در حوزه علمیّه نه‌ تنها در بعد آموزشی، بلکه در بعد بینشی نیز باید صورت گیرد. من می‌خواهم عرض کنم که تحوّلی که ایشان مطرح فرمودند، باید در قالب یک بسته جامع لحاظ شود؛ در سه بخش آموزش، روش‌ها و توجّه به نیازهای زمانه و ضرورت‌های موجود.

اجتهاد: تحوّل مدنظر، در کتب آموزشی است یا در اصل دانش؟

فرجام: در هر حال اگر بخواهیم در کتب درسی تحوّل ایجاد کنیم، باید در چینش بحث‌ها، اولویت‌بندی مباحث و در روش ارائه دروس بازنگری جدی‌ای انجام شود؛ زیرا مشکل حوزه فقط حشو و زوائد متون درسی نیست، بلکه روش‌های تدریس نیز باید مورد تجدید نظر قرار گیرد. می‌توان با استفاده از امکانات و وسایل پیشرفته در انتقال مفاهیم، تحوّل مورد نظر در روش تدریس را ایجادکرد.

اجتهاد: به نظر حضرت‌عالی، کتب درسی موجود، توانایی نظام‌سازی و پاسخ به نیازهای فقه حکومتی را دارد؟

فرجام: همان‌طور که قبلاً اشاره کردم برای اینکه در عرصه فقه و فقاهت پاسخگوی یک نظام دینی باشیم، باید در عرصه اقتصاد، سیاست و مانند آن، حرفی برای گفتن داشته باشیم و باید روش آموزش را با توجّه به این نیاز طراحی کنیم.

اجتهاد: در طول مدیریت حضرت‌عالی، چه تلاش‌هایی برای چابک‌سازی علوم حوزوی صورت گرفت؟

فرجام: برای پاسخ‌گویی کامل به پرسش شما باید بررسی دقیق و آماری انجام شود؛ اما در حدّی که اکنون حضور ذهن دارم، به‌عنوان بخشی از این تلاش‌ها، متون جدیدی را وارد حوزه درسی طلاب کردیم. قسمتی از دروس را به‌عنوان متون اختیاری و انتخابی قرار دادیم، یعنی مواد درسی را لزوماً در متون رایج محدود نکردیم. مثلاً در مراحل اوّلیّه تدریس اصول، کتاب الموجز و بخش بعدی آن کتاب الوسیط (نوشته آیت‌الله سبحانی) وارد حوزه درسی طلاب شد.

اجتهاد: یکی از مشکلاتی که حاکم بر حوزه علمیه است، طولانی بودن سنوات تحصیلی است. در حال حاضر، یک طلبه برای رسیدن به درس خارج مسیر بسیار طولانی را در پیش رو دارد. ابتدا در سن ۱۸ سالگیپس از کسب دیپلم وارد حوزه می‌شود و تا سن ۲۸ سالگی (که الآن در قم، ۳۰ سال شده است)به درس خواندن ادامه می‌دهد. خیلی از طلاب خسته شده و حوزه را رها می‌کنند و آن‌هایی که می‌مانند دچار مشکلات مالی می‌شوند و نیازهای مالی‌شان باعث می‌شود به اشتغالات غیرحوزوی بپردازند، این برنامه درسی و متون موجود، هنجارها و پیامدهای این‌چنینی را در پی داشته است. شما این آفت‌ها را تصدیق می‌کنید؟

فرجام: نه، اصلاً. زمانی‌ که من مسؤولیت داشتم، این سه پایه آموزشی انعطاف‌پذیر بود و طلاب با استعداد می‌توانستند آن را در مدت ده سال بگذرانند. بنابراین دوره سطح به‌طور متوسط ده سال بود، ولی گاهی در ۸ سال طی می‌شد.

البته زمان رسمی آن ۹ سال بود که یک سال هم برای پایان‌نامه نویسی در نظر گرفته بودند. ولی به هر حال، اختصاص ۱۲ سال برای دوره سطح قطعاً زمان زیادی است.

به‌عنوان طلبه‌ای که در مشهد تحصیل کرده‌ام، معتقدم باید از فرصت‌ها استفاده کرد. ما در مشهد ۱۸۰ جلسه درسی را برای یک سال تحصیلی طراحی کردیم که خوشبختانه الآن هم اجرا می‌شود.

اجتهاد: در راستای منویات رهبری نسبت به چابک‌سازی حوزه علمیه، به نظر می‌رسد نیازی نیست برای اصول‌فقه چهار کتاب و برای نحو نیز چهار کتاب تدریس شود و در درس خارج اصول باز از ابتدا دوباره بحث شود، بلکه این‌ها ابزار فقه هستند و با یک‌بار تدریس نیاز به آموزش ابزار تمام می‌شود وحتّی می‌توان ۹ سالی که شما می‌فرمایید را به ۴ یا ۵ سال کاهش داد. این نکته را صحیح می‌دانید؟

فرجام: این مورد باید کارشناسی شود. به‌عنوان یک نظر، بنده معتقدم که ما در «الموجز» یا در «اصول‌مظفر» در حقیقت داریم اصول مقدماتی را به طلبه آموزش می‌دهیم. نمی‌توانیم مباحث تخصصی را بدون این‌که طلبه آشنایی‌های اولیه را داشته باشد، تدریس کنیم. بنابراین بهتر است مباحث زائد آن دو سه کتاب اصول حذف بشود و طلبه اصول مقدماتی و اصول متوسطه و اصول به قول امروزی‌ها، پیشرفته را بگذراند؛ زیرا طبیعی است که اگر طلبه‌ای قبلاً با مباحث اصول مقدماتی آشنا نباشد، نمی‌تواند کتابی مثل کفایه مرحوم آخوند را در مرحله آخر سطح بخواند. همان‌طور که یک طلبه تا زمانی‌ که کتاب نیمه استدلالی لمعه را نیاموزد نمی‌تواند مکاسب را با آن دقّت‌های مرحوم شیخ متوجّه بشود و به عمق بحث‌ها برسد.

اجتهاد: برای این‌که حوزه علمیه بتواند به خواسته رهبری، نسبت به چابک‌سازی حوزه علمیّه برسد، چه راهکارهایی را پیشنهاد می‌کنید؟

فرجام: به نظر من متخصصین و کارشناسان زبده حوزه باید متون موجود را مجدّدأ بررسی کنند. قسمتی را که قابل اصلاح است پیرایش کنند و در غیر این‌صورت، اقدام به تدوین متون جدید نمایند. سپس نتایج را خدمت آقایان مراجع و مقام معظم رهبری ارائه دهند.

اجتهاد: می‌فرمایید قبل از این‌که حوزه بخواهد متحوّل بشود باید این لزوم تحوّل را مراجع عظام ما بپذیرند که تحوّل اتفاق بیفتد؟

فرجام: البته به نظر من ابتدا باید کارشناسی لازم انجام شود و سپس نتایج ارائه شود تا بتوان مراجع عظام را اقناع کرد. بعضی از مراجع بزرگوارمان، همین الآن نیز آمادگی پذیرش تحوّل را دارند. مثل حضرت آیت‌الله سبحانی (حفظه‌الله) که دوره خارج اصول ایشان، کوتاه‌ترین دوره خارج اصول در قم است. کتاب‌هایی هم که ایشان تدوین فرمودند، خیلی مختصر و گزینش‌ شده است. البته نواقص و اشکالاتی هم دارد. به نظر من اساتیدی که دوره‌ها را تدریس می‌کنند، یک بسته کارشناسی شده به آقایان مراجع ارائه کنند. اگر بزرگان حوزه در رده مراجع قانع بشوند و بپذیرند، به نظر من تحوّل امکان‌پذیر است. در غیر این‌ صورت، مشکل خواهد بود.

[ad_2]

لینک منبع

امتحانات کتبی خارج فقه و اصول حوزه علمیه خراسان

[ad_1]

شبکه اجتهاد: امتحانات کتبی خارج فقه و اصول حوزه علمیه خراسان در مدرسه علمیه آیت‌الله العظمی خوئی(ره) برگزار شد.





















 

نوشته امتحانات کتبی خارج فقه و اصول حوزه علمیه خراسان اولین بار در شبکه اجتهاد پدیدار شد.

[ad_2]

لینک منبع

مجوز جذب طلبه در رشته سطح چهار «فقه مقارن» صادر شد

[ad_1]

شورای گسترش حوزه علمیه خراسان در خصوص اعطای مجوز راه اندازی رشته تخصصی «فقه مقارن» در سطح چهار حوزه علمیه پس از احراز شرایط و ضوابط آن مرکز موافقت خود را اعلام کرد.

به گزارش شبکه اجتهاد، حجت‌الاسلام والمسلمین علی رحمانی، مدیر مرکز تخصصی آخوند خراسانی با اعلام این خبر اظهار کرد: شورای گسترش حوزه علمیه خراسان در خصوص اعطای مجوز راه اندازی رشته تخصصی فقه مقارن در سطح چهار حوزه علمیه پس از احراز شرایط و ضوابط آن مرکز موافقت خود را اعلام کرده است، از این رو در سال جدید تحصیلی امکان پذیرش فراهم است.

وی با اشاره به این که بخش مهمی از مسائل پیش روی جامعه ما در زمان حاضر و در سال‌های آینده، با حوزه فقه مذاهب، ارتباط جدی پیدا می‌کند، افزود؛ رشته فقه مقارن و گروه علمی آن جهت پاسخ گویی به نیازهای برآمده از این عرصه، توسط مرکز تخصصی آخوند خراسانی پایه گذاری شده است، برگزاری سه دوره فقه مقارن در مقطع سطح سه، توسط این گروه علمی تجربیات ارزنده‌ای را به همراه داشته و ارزیابی‌ها نشان می‌دهد که فارغ‌التحصیلان آن در مقاطع بالاتر حوزه، از توانمندی بیشتری نسبت به دیگر دانش پژوهان برخورداربوده اند. این مسأله سبب شد تا برای طراحی سطح چهار در حوزه علمیه مشهد اقدام شود. دوره نگارش سرفصل‌ها و تنظیم رشته، نزدیک به دو سال و نیم به طول انجامید، سپس جهت تصویب به شورای مدیریت حوزه علمیه خراسان ارسال گردید.  با لطف الهی اکثر مباحث در فرایند تصویب‌خواهی مورد پذیرش واقع گردیده است.

رحمانی گفت: مباحث فقه مقارن، سبب توسعه منابع استنباط و استدلال‌هایی می‌گردد که فریقین در پذیرش یا رد یک مسأله مورد استفاده قرار می‌دهند این روند گسترش و تقویت دلائل و حجج را در پی داشته، به توانمندی دانشی فراگیر منجر می‌شود.

مدیر گروه فقه و مبانی اجتهاد مرکز تخصصی اظهار داشت: وجه امتیاز دفتر تبلیغات، استقبال از موضوعات روزآمد و پیشگامی در مسائلی است که احتمال ورود آن‌ها به جامعه در زمان نزدیک داده می‌شود. مثلا نزاع‌های مذهبی که امروزه در منطقه رو به افزایش است و نیز تغییر ترکیب جمعیت مذهبی در ایران و ضرورت توجه به مسائل اهل سنت باعث شد تا این رشته در مقطع سطح چهار نیز راه اندازی شود. بر این اساس طراحی موضوعات مرتبط به صورت برنامه‌ای آموزش محور به اجرا گذاشته شد.

بنابرگزارش معالم رحمانی در پایان بیان داشت: ثبت نام در آزمون ورودی رشته سطح چهار فقه مقارن ۲۵ تیرماه آغاز و علاقه‌مندان می‌توانند برای کسب اطلاعات بیشتر با مرکز تخصصی آخوند خراسانی(برادران) به شماره: ۳۲۲۳۰۰۱۷ ۰۵۱ تماس حاصل نمایند.

[ad_2]

لینک منبع

نشست سراسری نقش علمای دینی در مقابله با جریان‌های تکفیری به روایت تصویر

[ad_1]

خانه / آخرین اخبار / نشست سراسری نقش علمای دینی در مقابله با جریان‌های تکفیری به روایت تصویر
نشست سراسری نقش علمای دینی در مقابله با جریان‌های تکفیری به روایت تصویر




گزارش تصویری؛

شبکه اجتهاد: نشست سراسری نقش علمای دینی در مقابله با جریان‌های تکفیری  ۱۳ تیرماه در دبیرخانه شورای نمایندگی ولی فقثیه در مناطق قومی با حضور علمای اهل سنت برگزار شد.

[ad_2]

لینک منبع

جلسات علمی پرسش و پاسخ در محضر آیت‌الله سند

[ad_1]

جلسات علمی پرسش و پاسخ در محضر آیت‌الله سند




گزارش تصویری؛

شبکه اجتهاد: جلسات علمی پرسش و پاسخ در محضر آیت‌الله شیخ محمد سند، از اساتید خارج فقه و اصول حوزه علمیه نجف و از شاگردان حضرات آیات شیخ مرتضی حائری، میرزا هاشم آملی، گلپایگانی و آیت‌الله وحید خراسانی، این روزها در مشهد با حضور گرم فضلا و طلاب خراسانی برگزار می‌شود.

[ad_2]

لینک منبع