تهیه ۱ هزار بسته غذایی برای اطعام فقرا توسط مسلمانان

[ad_1]

داوطلبان مسلمان در مرکز اسلامی ویندزور در کانادا، درحالی که روزه بودند در یک مرکز خرید گردهم آمده و کمک‌های اهدایی مردم برای تهیه ۱ هزار بسته غذایی را جمع آوری کردند.

به گزارش فرقه نیوز؛ به نقل از AboutIslam، مسلمانان مرکز
اسلامی ویندزور در انتاریوی کانادا، موفق به جمع آوری کمک‌های اهدایی مردم
برای آماده سازی بیش از ۱ هزار بسته غذایی برای کمک به نیازمندان در ماه
مبارک رمضان شدند.

داوطلبان مرکز اسلامی ویندزور هدف اولیه خود را تهیه ۱ هزار
بسته غذایی برای اطعام فقرا قرار داده بودند که با سخاوت مسلمانان موفق
شدند بیش از انتظارشان کمک غذایی جمع آوری کنند.

مسلمانان این مرکز علی‌رغم اینکه روزه بودند اما برای جمع آوری کمک‌های اهدایی مسلمانان در یک مرکز خرید در دونشایر گردهم آمدند.

سوسن خالد یکی از برگزارکنندگان انجمن خیریه در این باره گفت:
کمک کردن به مردم در قالب مواد غذایی زمانی بیشتر از همه جلوه پیدا می‌کند
که خود فرد گرسنگی را احساس کند و روزه در راستا کمک می‌کند. هم‌زمان روزه
گرفتن به انسان کمک می‌کند که معنای گرسنگی را بهتر درک کرده و من معتقدم
در اینجا رابطه مستقیمی میان ماه رمضان و احساس مردم برای بخشش و انجام
اعمال خیریه در این ماه وجود دارد.

خالد در ادامه افزود: این نشست هر ساله به هدف جمع آوری
کمک‌های اهدایی مالی و غیرمالی برگزار می‌شود و سخاوتمندی اعضای جامعه
امسال بیش از آنچه انتظار داشتیم بوده است./رهیافته

[ad_2]

لینک منبع

آیا تثلیث مسیحی بر خلاف عقل است؟

[ad_1]

تثلیث از مواردی است که خرد ستیز بوده و عقل آدمی به سختی به مخالفت به آن حکم می کند.اما مسیحیان با توجه به این مساله سعی می کنند تثلیث را تنها راز و رمزی معرفی کنند که باید با کنار گزاردن عقل به آن رسید.

به گزارش فرقه نیوز؛ تثلیث
نیز از مواردی است که خرد ستیز بوده و عقل آدمی به سختی به مخالفت به آن حکم می
کند.اما مسیحیان با توجه به این مساله سعی می کنند تثلیث را تنها راز و رمزی معرفی
کنند که باید با کنار گزاردن عقل به آن
رسید.آنچه مشخص است مسیحیان در اینجا دست به مغالطه زده اند.

بی تردید بین گزینه های عقل ستیز و عقل گریز
تفاوت اساسی وجود دارد؛ چرا که گزینه های خرد ستیز گزینه هایی هستند که خرد آنها
را نمی پذیرد و رد می کند؛ مانند اجتماع نقیضین ، اما گزینه های خردگریز گزینه
هایی هستند که دست خرد از رسیدن به آنها کوتاه است. و بی شک
گزاره‌هايي كه خرد، توان
فهم آنها را ندارد، با گزاره‌هايي كه خرد آدمي حكم به بطلان آنها مي‌نمايد، برابر
نيستند.

متاسفانه
مسیحیان به جای اینکه از گزینه ای عقل ستیز که در کتاب مقدس نیز تصریح دقیقی بر آن
وجود ندارد دست بردارند
[1]پس از شکست در فهم و درک
آن، تنها صدا بر می آوردند که ایمان می آورم تا بفهمم. افرادی مانند آنسلم نمونه
بارز این افراد است که پس از اینکه سال ها تلاش او برای درک عقلانی تثلیث نتیجه ای
در بر نداشت تنها فریاد برآورد ((ایمان می آورم تا بفهمم!!!)).

مسیحیان
هیچگاه توضیح نمی دهند که چگونه به گزاره ای که در ستیز با عقل است باید ایمان
بیاوریم!و به جای کنار گزاردن آن دست به توجیهات بی اساسی زده اند.

بنابر این یکی از مشکلات
آموزه های تثلیث در این است که در ستیز کامل با عقل بوده و دیانت مسیحی را به دینی
پر رمز و راز و غیر قابل استدلال تبدیل ساخته است.

آنچه مشخص است این اموزه
تا به امروز همواره سوالاتی را به همراه
داشته است که به بیان نمونه ای از آنها می پردازیم؛

1-
در بخش تجسد اشاره
نمودیم که تجسد یافتن خداوند متعال و حلول خداوند در جسم محدود محال عقلی است.
بنابراین در صورت بطلان و عقل ستیز بودن آموزه تجسد، تثلیث نیز که مبتنی بر قبول
تجسد است باطل خواهد بود. همچنین اشاره نمودیم که حضرت عیسی بارها بر بزرگتر بودن
پدر از خود اشاره نموده و بارها تاکید می ورزند که پسر تمام هستیش را از پدر گرفته
و از خود چیزی ندارد. در این صورت نیز تساوی بودن 3 اقنوم که در تثلیث بر ان تاکید
می ورزند باطل خواهد بود؛ چرا که در تثلیث ادعا بر این است که هر 3 اقنوم در خدا
بودن مساوی هستند. اما همان گونه که اشاره شد حضرت عیسی به کوچکتر بودن خود از
خداوند اعتراف دارند.

همچنین مسیحیان معتقدند پسر از پدر صادر شده؛ اما جالب است با
اینکه پسر از پدر کوچکتر است و از او صادر شده اما در الوهیت ذاتی مساوی با پدر
بوده و هیچ فرقی با او ندارد؟!!!و این مساله بر خلاف عقل می باشد.

علی الشیخ مستبصر مسیحی نیز به این
مطلب اشاره می نمایند. او می نویسد:
((گفته‌هاي آمده از عهد جديد، عدم تساوي ميان شخصيتهاي سه‌گانه
را به تأكيد، بيان مي‌كند. «پدر»، در اين كتابها، اصل و منشأ همه چيز و بي‌نياز و
داراي قدرتي بي‌همتاست؛ در حالي كه «پسر»، يكسره نيازمند اوست و بدون اذن پدر نمي‌تواند
به كاري بپردازد. و اين چيزي است كه عقل مي‌پذيرد و عهد جديد تأييد مي‌نمايد.))

2-
مسیحیان به سه شخصيت
متمايز از هم ايمان دارند و با اين حال، هر سه را يك ذات مي‌دانند، اما آیا می
توان امر يگانه‌اي را در همان حال كه يكي است، سه تا دانست و يا در همان حال كه سه
تا مي‌باشد، يكي پنداشت؟ به عبارتی
تثلیث
مسیحی را می توان در 3 مقدمه توضیح داد.

مقدمه اول) آنان معتقدند هر یک از این سه شخص خدای کامل
وحقیقی بوده در خدایی با یکدیگر مساوی هستند؛ به
عبارتی:

پدر خداست و مساوی با دو خدای
دیگر( روح القدس و پسر- عیسی-)

پسر عیسی- خداست و
مساوی با دو خدای دیگر( پدر و روح القدس).

روح القدس خداست و مساوی با دو خدای دیگر ( پدر و پسر)

مقدمه دوم) نکته دیگر در تثلیث در نگاه مسیحیان این است که مسیحیان با وجود اینکه هر 3 را در خدایی مساوی
می دانند اما معتقدند این 3 از هم متمایز هستند. یعنی:

پدر ، پسر وروح القدس نیست و متمایز از آن دو است.

پسر، پدر و روح القدس نیست و
متمایز از آن دو است

روح القدس، پدر و پسر نیست و
متمایز از آن دو است.

مقدمه سوم) اعتقاد به توحید و یگانگی خداوند؛یعنی علی رغم وجود دو
مقدمه اول و تساوی 3 اقنوم در الوهیت و در عین حال تمایز آنها از یکدیگر مسیحیان
اعتقاد به توحید دارند. و معتقدند خداوند و خالق هستی یگانه است.

به راستی با این توصیف از تثلیث توسط
مسیحیان؛ ادعای توحیدی بودن مسیحیت با
مشکلات بسیاری روبرو گردیده است و آنان
قرن هاست در تبیین عقلانی و منطقی
این مساله باز مانده اند.
در حقیقت با پذیرش
تثلیث در مسیحیت باید این مساله را پذیرفت که: 1+1+1=1 به همین دلیل است که
منتقدان این مساله را بیشتر آموزه ای شاعرانه درباره حضرت عیسی(ع) می دانند؛تا
آموزه ای بر مبنای عقل و استدلال.

پرفسور ارنست میکل دانشمند آلمانی به این مساله در میان
مسیحیان اشاره نموده و ضمن اشاره به عدم روشن بودن تثلیث و وحدت 3 اقنوم در انجیل
می نویسد: ((… از طرف دیگر باید با کمال دقت توجه کرد که این مساله مرموز و
اندیشه مبهم تثلیث به طور طبیعی فکر کودکان ما را در سالهای اول تحصیل مشوش و
مغشوش مسی سازد. کودکان ما یک روز صبح ضمن تعلیمات مذهبی شان می آموزند که 3 مساوی
با یک. و ساعتی بعد همین که به مدرسه می روند و درس ریاضی می خوانند به آنها گفته
می شود که سه بار یک مساوی است با سه!… خوب به خاطر دارم که انعکاس این آشفتگی
در روزهای اول تحصیل مرا به کجا برد و با من چه کرد! البته مساله تثلیث مانند
بسییاری از عقاید مسیحی عنصر اصلی در مسیحیت نیست بلکه همه می دانند که این مساله
از مذهبهای دیگر گرفته شده است))[2]

3- پذيرش
اينكه ذات يگانه خدا، از سه شخصيت متمايز برآمده، مستلزم تركيب در ذات و در نتيجه
نيازمندي خداوند خواهد بود؛ چرا كه هر امر مركبي، براي كامل شدن به اجزاي خود نياز
دارد. اين در حالي است كه خداوند، موجودي بسيط و بي‌نياز است؛ پس آیا می توان در
يك موجود از نياز و بي‌نيازي در كنار هم سخن گفت.افزون بر اين، خداوند از هر جهت
بسيط است و امكان ندارد
آن چنان كه مسيحيان ادعا مي‌كنند – جزئي از او
جدا شود و در انسان، حلول كند يا با آن متحد شود. همچنين حلول او در انسان، سبب مي‌شود
كه او در معرض تغيير و تحول قرار گيرد؛ در حالي كه خداوند موجودي ثابت و ازلي و
ابدي است.
[3]

4- محال بودن دو موجود نا محدود؛ ممکن
نيست که در آن واحد دو موجود غير محدود وجود داشته باشد چرا که هر کدام را که
نامحدود بناميم به اين معني است که همه هستي از او پر است پس ديگر جائي براي موجود
نامحدود ديگر نمي ماند. در تثلیث نیز ما با 3 اقنوم که هر کدام از این 3 اقنوم،
خدای کامل هستند مواجه هستیم. در حقیقت ما با 3 اقنوم نامحدود مواجه هستیم.
اکنون اگر اقنوم اول تثليث خداي مطلق باشد
و غير محدود پس ديگر اقنوم دوم نمي تواند اينچنين باشد وگرنه هر دو، دو خداي مطلق
غير محدود مي شدند و این عقلا محال است

5- اگر 3
اقنوم 3 موجود مستقل هستند که این شرک است و 3 خدا داریم اما اگر 3 اقنوم در حقیقت
3 جهت از وجود واجب است که هر جهت انجام دهنده کاری است که شرک و ترکیب خارجی و
حقیقی در ذات واجب الوجود لازم می آید.

6-
سوال دیگر در تثلیث این است که مسیحیان معتقدند
که پدر و پسر هر دو خدای کامل و مساوی هستند
بنابر این هر دو ازلی و قدیم هستند
.
حال که اين گونه
است چرا پدر را پدر ناميده ايد و پسر را پسر ؟ اگر پدر به دليل قديم بودنش مستحق عنوان
پدري است , پسر نيز عينا شايسته همين عنوان است چرا که پسر نيز همانند پدر قديم است.
اگر پدر عالم و قادر است پسر نيز همين صفات را دارد . بنابراین
اين مساله عنوان پدر و پسري را باطل مي کند . زيرا اگر پدر و پسر در قديم بودن و قدرت
و غيره همانند باشند , در اين صورت پدر بر پسر چه فضيلتي خواهد داشت تا پسر را به عنوان
رسول بفرستد و خود فرستنده باشد و پسر فرستاده شده ؟پس شک نداريم که اين فرستنده موجودي
غير از آن فرستاده شده است.

7-
الوهیت ذاتی و اکتسابی؛ قبلا نیز بیان شد که
حضرت عیسی (ع) اشاره می نمایند که هستی و حیات خود را از پدر گرفته و از خود چیزی
ندارد
[4]. بنابراین چگونه می
توان قبول کرد که در تثلیث هر 3 اقنوم و شخصیت خدای کامل بوده و الوهیت ذاتی دارند
و از دیگر سو بر طبق کتاب مقدس باید بپذیریم که پسر تمامی وجود و هستیش را از پدر
دارد و به عبارتی دارای الوهیت اکتسابی می باشد.

8-
محال بودن حلول خدای نامحدود در جسم محدود؛یکی
از لازمه های پذیرش تثلیث قبول این مطلب است که خداوند نامحدود در جسم عیسای محدود
حلول کرده و به زمین آمده است. و بی تردید این مساله از محالات است و بی شک قدرت
خداوند به محالات تعلق نمی گیرد.

بنابرایت ضعف اندیشه
تثلیث از نگاه عقلانی تا آنجایی رو شن است که علاوه بر نقد های جدی غیر مسیحیان بر
این آموزه مسیحی ، گروههایی از مسیحیان نیز به عقل ستیز بودن و ضعف این آموزه
اعتراف نموده اند.
شاید
یکی از مهم‌ترین آنها اظهارات کشیش آریوس(336م) در شورای نیقیه باشد. . دیدگاه‌های
آریوس در رد الوهیت مسیح از قوی‌ترین شیوه‌های استدلالی برخوردار بود. این مسئله
نشان می‌داد که از همان ابتدا گروهی این مسئله را مخالف با مسلّمات عقلی می‌دانسته‌اند.
ویل دورانت نظریه‌های آریوس را این‌گونه بیان می‌کند: آریوس می‌گفت کـه مسیح با
آفریننده یکی نیست؛ …او چنین استدلال کرد «اگر پسر به وسیله پدر به وجود آمده
است باید در زمان به وجود آمده باشد (حادث باشد) در این صورت نمی‌تواند با پدر از
لحاظ
ابدیت یکسان باشد. به‌علاوه اگر مسیح آفریده شده است
باید کلمه از عدم به وجود آمده باشد نه از ذات پدر پس با پدر از یک ذات نبوده است».[5]او
می‌گفت: «ما به این دلیل تحت آزار و جفا هستیم که می‌گوییم وجود پسر دارای ابتدا و
آغاز است و نیز می‌گوییم او از نیستی آفریده شد».[6]
همچنین او معقد بود که ((خدا از خلقت جداست . پس ممکن نیست مسیحی را که به زمین
آمده و چون انسان تولد یافته است با خدایی که نمی شود شناخت یکی بشماریم ))[7]آریوس
توانست در آن عصر، برای خود همراهان و هم‌فکرانی بیابد. [8]

آتاناسیوس سر کشیشی که در شورای نیقیه در مقابل آریوس قرار
داشت نیز علی رغم اعتقاد شدید به تثلیث
اذعان می‌کند در نظر، مجسم‌ساختن 3 شخص متمایز در یک وجود اِشکال دارد، ولی چنین
دفاع می‌کند که عقل باید در برابر راز تثلیث، سر فرود آورد.[9]

جان ناس از فرقه‌ای به رهبری سروتوس(1553ــ1511) نام می‌بَرد
که معتقد بودند((عقلاً محال است که از اجزای ثلاثۀ سه شخصیت، خدای واحدی ترکیب
شود. او را به‌جزای کفر و الحاد، زنده بسوزاندند».[10]
ولتر نیز می‌گفت: «آیا کسی که شعور دارد هرگز
می‌پذیرد که یکی، سه تا و سه تا، یکی می‌شود».[11]
گفتار سیمون تورنه‌ای محقق قرن سیزدهم جالب توجه است. او هنگامی که با یک خطابه
تثلیث را اثبات کرد، مورد تشویق حاضران واقع گردید. وقتی همه او را تشویق کردند
گفت می‌توانم با استدلال‌
های محکم‌تری نظریة تثلیث را ابطال کنم.[12]

اما متاسفانه همان طور که اشاره شد عقل‌ستیز بودن تثلیث به جای آنکه مسیحیان را به
ریشه‌یابی علل این اندیشه و راستی‌آزمایی
آن رهنمون سازد، متأسفانه آنان را وادار ساخت تا تنها آن را با رمز و راز گره زده
و اعتراف
نمایند که این آموزه را درک نکرده باید پذیرفت. توماس
میشل در این زمینه می‌نویسد: «
با
گذشت زمان و در طول تاریخ کلیسا، مسیحیان به این نتیجه رسیدند که طبیعت سه‌گانه
خدا یک راز است و نمی‌توان آن را با تعابیر بشری بیان کرد». [13]

اینک
این سئوال مطرح است که چرا مسیحیت در تبیین اساسی ترین آموزه های خود از عقلانیتْ
فاصله‌ گرفته تا جایی که در این دین، جز در سایۀ کنار زدن عقل،و ستیز با آن به وصال دین نمی‌توان رسید؟
و به
تعبیر ـ وین وود رید : «این دین برای عقل مضر است و از ما می‌خواهد که عقل در
آستانۀ چنین مذهبی قربانی شود».[14]



[1] – مسیحیانی که
نمی توانند تثلیث را درک کنند می گویند باید در برابر کتاب خدا تسلیم بود و آن
گونه که او خود را مکشوف ساخته او را پذیرفت . غافل از اینکه در کتاب مقدس نیز
همان گونه که اشاره شد تصریح دقیقی بر
تثلیث نشده است.

[2] کاشف الغطاء، پژوهشی درباره انجیل و مسیح، ترجمه و توضیحات سید هادی خسرو
شاهی
، ص215و 216

[3] – الشیخ، علی،
تولدی نو(سفر من از مسیحیت به اسلام)، ترجمۀ سیدمسلم مدنی

[4] -(( همچنان که پدر در خود حیات دارد همچنین پسر را نیز عطا کرده است
که در خود حیات داشته باشد. ))
یوحنا 5 : 26

[5]. ویل دورانت،
تاریخ تمدن، ترجمۀ حمید عنایت، ج3، ص768.

[6]. تونی لین، تاریخ
تفکر مسیحی
، ترجمۀ روبرت آسریان، ص50
.

[7] – و. م میلر،
تاریخ کلیسای قدیم در امپراطوری روم و ایران، ترجمه علی نخستین، ص24

[8]. تونی لین، تاریخ
تفکر مسیحی
، ترجمۀ روبرت آسریان، ص50
.

[9]. ویل دورانت،
تاریخ تمدن، ترجمۀ حمید عنایت، ج3، ص770
.

[10]. جان.بی.ناس،
تاریخ جامع ادیان، ترجمۀ علی‌اصغر حکمت، ص 680- 681.

[11]. کامل
خیرخواه، پژوهشی در آیین مسیحیت، ص115.

[12]. عباس رسول‌زاده
و جواد باغبانی، شناخت مسیحیت، ص515.

[13]. توماس میشل،
کلام مسیحی، ترجمۀ حسین توفیقی، ص75.

[14]. محمدحسین
کاشف‌الغطاء، پژوهشی دربارۀ انجیل و مسیح، ترجمۀ سیدهادی خسروشاهی، ص234.

[ad_2]

لینک منبع

گفتگو با “فاطمه” رهیافته آمریکایی و نحوه آشنایی با اسلام

[ad_1]

زمانی رسید که به خدا گفتم”الله”خودت راه رو به من نشان بده. یعنی دیگه خودم نمیتونستم تصمیم بگیرم که کدام بهتر هست.
بعد مدتی رفتم ایران. با فردی بنام ابو ایمان برخورد داشتم که به مردم کمک میکرد. شوهرم مشکل من در خصوص انتخاب دین را براشون توضیح میداد. او گفت تو از خدا خواستی کمکت کنه؟ ازکجا اینو میدونست!. این یک نشانه برای من بود. بعد به حرم حضرت معصومه رفتم همون موقع بود که به یک تصمیم رسیدم

به گزارش فرقه نیوز؛ به نقل از مجتبی رضاخواه دانشجوی دکترا در آمریکا

لطفا خودتون رو معرفی کنید

-من فاطمه هستم و ۵۸ سالم هست.
چرا مسلمان شدید؟

-مدت زمان زیادی طول کشید تا مسلمان شدم. تجربه هایی برای من پیش آمد که
مرا بسوی مسلمان شدن سوق می داد. خیلی با خودم کلنجار میرفتم چون مسیحی
بودم و خانواده ام هم از مسیحیان بسیار معتقد هستند. یکی از برادرانم مبلغ
مذهبی کمپ کریستی(یک موسسه مسیحی که تعداد زیادی کلیسا و امکانات تبلیغی
دارد) هست.

تاحالا در مورد این کمپ چیزی شنیدید؟ درباره اش تحقیق کنید. یکی از
برادرانم هم کاهن یاهمون روحانی مسیحی. پس همانطور که میبینید خانواده ام
هم مسیحی سفت و سخت هستند. قرآن و انجیل دو کتاب متفاوت هستند، که با وجود
تفاوت های زیاد اشتراکاتی هم باهم دارند. اسلام را مطالعه کردم. به دایل
اختلافات زیاد با مسیحیت خیلی با خودم کلنجار میرفتم.

زمانی رسید که به خدا گفتم”الله”خودت راه رو به من نشان بده. یعنی دیگه
خودم نمیتونستم تصمیم بگیرم که کدام بهتر هست. انجیل دستم بود و همینطوری
بازش کردم که ببینم چی میاد. یک سوره آمد. بخشی هست بنام غزل سلیمان(بخشی
از مکتوبات کتاب مقدس عنبری) و خیلی بی پرده هست. در مورد حضرت سلیمان
مسائل جنسی رو بی پرده میگه. ببخشید که میگم ولی این مسائل اونجا اومده.
این آیه خیلی بی شرمانه بود. نمی تونم بگم محتویاتش چه بود آنقدر که بی
شرمانه هست ناخودآگاه خنده ام گرفت که چنین چیزی درانجیل هست. باخودم گفتم
خدایا راه درست رو بمن نشون بده.

بعد مدتی رفتم ایران. با فردی بنام ابو ایمان برخورد داشتم که به مردم کمک
میکرد. شوهرم مشکل من در خصوص انتخاب دین را براشون توضیح میداد. او گفت تو
از خدا خواستی کمکت کنه؟ ازکجا اینو میدونست!. این یک نشانه برای من بود.
بعد به حرم حضرت معصومه رفتم همون موقع بود که به یک تصمیم رسیدم. چون
تجربه کار موثری رو داشتم.

چندسال داشتید که مسلمان شدید؟

– ۱۴سال پیش، قبل از اینکه اسلام رو قلبا بپذیرم، به دستورات اسلامی عمل
میکردم و حجاب داشتم. بچه هایم رو هم مسلمون بزرگ کرده بودم و به مدرسه
اسلامی فرستادم ولی از ته دل قبولش نکرده بودم. آنقدر که خانواده من به
مسیح اعتقاد داشتند و من باخودم درگیر بودم بهمین دلیل اسلام برای من راه
اشتباه بنظر می آمد طوری که انگار قبول اسلام گناه هست البته فقط در اون
مقطع ولی بعدا که همه اون اتفاقات پیش اومد اسلام را قلبا پذیرفتم.
شما یک تجربه در حرم حضرت معصومه داشتید میشه برامون توضیح بدید

-نمیتونم چون شخصی و خصوصی هست.

تفاوت اسلام ومسیحیت را در چه چیز میبینید؟

-فکر میکنم در اسلام انسانها بیشتر مسئولیت پذیر هستند. چون مسیحیان
معتقدند حضرت عیسی جانش رو بجای گناهان من داده است. پس هرکاری بخواهم
میتوانم بکنم مشروبات الکی بنوشم پارتی برم چون خدا بعدش همه رو میبخشه.
البته خانواده من الکل مصرف نمیکردند ولی سایر مسیحیان و حتی آشنایانم
مینوشیدند. همچنین متوجه شدم مسیحیت دین بسیار نژاد پرستی است. آنها
معتقدند سفید پوستان مردمان برگزیده هستد.

این مسئله در کتاب مقدس هست؟

-بله. اگر ازشون بپرسی بهت نشون میدهند. راهبه ها میتوانند بشما توضیح
بدهند. بخشی هست در کتاب مقدس که میگوید این اتفاقات بخاطر گناهی هست که
حضرت نوح مرتکب شده است بهمین دلیل سیاهپوستان بوجود آمده اند. اینطوری
نژاد پرستیشون رو توجیح میکنند البته نه همه مسیحیان پدر و مادر من چنین
اعتقادی نداشتن.

وقتی مسلمان شدید واکنش خانواده تون چی بود؟

-جا خوردند ولی من را پس نزدند. پدر مرحومم و مادرم آدمهای دوست داشتنی
بودند و هستند. مادرم بیشتر شوکه شد ولی پدرم از مسعود(همسرم) بسیار خوشش
اومد و همین امر تو هضم کردن این مسئله کمکش کرد. بعد از این که پدرم به
رحمت خدا رفت مادرم دلیل مسلمان شدنم را پرسید. براش توضیح دادم و پذیرفت.

به خاطر حجاب مشکلی براتون در خانواده پیش نیومد؟

-بله؛ درک نمیکردند. فکر می کردند مسخره هست، از حجاب من خجالت زده هم
بودند. مادربزرگم از قضا زن بسیار خوبی هم هست. یک بار به آپارتمانش رفته
بودم، بهم گفت شالت رو بردار؛ چون مردم ممکنه فکر کنن تو راهبه ای !و خیلی
باعث خجالتشون بود.

مشکلی با خورد وخوراک نداشتید؟

-بله داشتم. خودم، شخصا نداشتم. مشکل اون وقتی بود که می رفتم خونه دیگران
وچیزی داشتند که ما نمیتوانستیم بخوریم مثل گوشت خوک. مارو نمیفهمیدند.
الکل مشکلم نبود چون خانواده ام هم نمینوشیدند.

میدونم چند بار ایران رفتید از چه چیزهای ایران خوشتون اومده وبا چه چیزهای ایران مشکل داشتید؟

-تو ایران خیلی راحت بودم. بعضی از ایرانیها می آمدند و میگفتند مجبور
نیستی اینطوری حجاب بگذاری، میتونی روسری ات رو عقب بدی. منم میگفتم من
مسلمانم حجاب نگرفتم به این دلیل که اینجا هستم. در کشور خودم، آمریکا هم
اینطور حجاب دارم. اونها متعجب و شوکه میشدند. از این مسئله خوشم اومد که
هر وقت، موقع نماز میشد و من و دخترانم درخیابان بودیم، مسجدی بود که بریم
نماز بخونیم. از زیاد بودن مکانهای زیارتی در ایران هم خوشم اومد ولی فکر
میکنم برخی از مردم ایران ارزش دین خود را نمیدانند. کسانی هستند که از
دینشان اطلاعی ندارند. من فکر میکنم باید در مورد اسلام بیشتر آموزش
ببینند.

به عنوان یک زن مسلمان زندگی در ایران با ایالات متحده آمریکا چه تفاوتی دارد؟

-همانطور که گفتم مسئله حجاب راحتتر هست. مردها وزنها در بعضی مکانها جدا
هستند و همین امر باعث میشه خیلی از مسائل برای خانمها راحتتر باشد. لازم
نیست نگران دست دادن بامردها باشی. طبق تجربه من کمتر میتوانی دل نگران
باشی./رهیافته

[ad_2]

لینک منبع

صلح پایدار در ایران با اقدامات مذبوحانه تروریست‌ها متزلزل نخواهد شد

[ad_1]

نمایندگان مسیحیان ارمنی شمال و جنوب کشور در پیامی:

نمایندگان مسیحیان ارمنی شمال و جنوب کشور در پیامی تاکید کردند: بنیان جمهوری اسلامی ایران با اقدامات مذبوحانه تروریستی داعش متزلزل نخواهد شد.

به گزارش فرقه نیوز؛ به نقل از خانه ملت، کارن
خانلری و ژرژیک آبرامیان نمایندگان مسیحیان ارمنی شمال و جنوب کشور در
پیامی به علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی، حملات تروریستی به مرقد
مطهر امام خمینی و مجلس شورای اسلامی را محکوم کردند.

متن این پیام به شرح ذیل است:

جناب آقای دکتر لاریجانی

ریاست محترم مجلس شورای اسلامی

با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات،

اینجانبان ضمن عرض تسلیت به حضور مقام معظم رهبری و
ملت بزرگ ایران به مناسبت شهادت جمعی از هموطنان و آرزوی شفای عاجل
 مجروحین و مصدومین، حملات تروریستی به مرقد مطهر امام خمینی و مجلس شورای
اسلامی را شدیدا محکوم می‌کنیم.

این حملات نشانه ای دیگر از وجود دسیسه برنامه ریزی
شده ای علیه کشورمان بود که از سوی قدرت های استکباری و توسط مزدوران مرتجع
منطقه طراحی و عملیاتی شده است. اگر عدم محکومیت صریح این جنایات از سوی
ترامپ را در کنار بیانات خصمانه اردوغان علیه تمامیت ارضی ایران، اتهامات
واهی مقامات سعودی در مورد جنگ افروزی های ایران در منطقه و تهدیدات مکرر
نظامی از سوی نتنیاهو، قرار دهیم آنگاه مولفه های اصلی این سیاست ضد ایرانی
بوضوح هویدا می‌گردد که همانا وارد کردن خدشه به روند رشد مردم سالاری
دینی در کشور، بر هم زدن ثبات سیاسی و امنیتی و ایجاد وقفه در نقش آفرینی
های ایران در تحولات منطقه و مبارزه بین المللی علیه افراطی گری و تروریسم
است.

بنیان کشور عزیزمان ایران به عنوان کشوری دارای ثبات
سیاسی، مشی رشد مردم سالاری و صلح پایدار در منطقه با چنین اقدامات
مذبوحانه تروریستی متزلزل نخواهد شد. شک نداریم که با رهنمودهای مقام معظم
رهبری، و با تکیه بر انسجام و عزم ملی بر این دسیسه شنیع ضد ایرانی نیز
فائق خواهیم آمد و نقش مقتدر ایران در روند برقراری صلح و ریشه کنی تروریسم
در منطقه تداوم خواهد داشت.

بر اساس این گزارش، علی لاریجانی نیز از ابراز همدردی نمایندگان مسیحیان ارمنی شمال و جنوب کشور  قدر دانی کرد.

[ad_2]

لینک منبع

برخی از تهمت های وهابیون به شیعیان مربوط به معتقدات غلات است

[ad_1]

استاد حوزه بیان کرد: وهابیون بسیاری از حرف‌هایی را که به شیعه نسبت می‌دهند، برگرفته از نسبت‌های غلات به بزرگان شیعه است که شبیه آن را مسیحیان می گویند.

به گزارش فرقه نیوز؛ استاد مهدی هادوی تهرانی در ادامه تفسیر سوره مبارکه اسراء آیات ۴۹ تا ۵۲
را مرتبط به مسئله معاد دانست و گفت: استدلال خداوند در این آیات آن است که
آیا کسی که انسان را وقتی عدم بود خلق کرد برای او خلق مجدد بعد از سیر
تحولات مادی، پوسیده و استخوان شدن سخت‌تر است.

استاد حوزه افزود:
خلق مجدد و معاد از اصل خلقت آسان‌تر است ولی کفار از روی استکبار این
استدلال عقلی و برهانی را رد می‌کند و می‌گویند قیامت چه زمانی رخ می‌دهد؟
که خداوند نیز فرمود که چه بسا نزدیک است.

استاد هادوی تهرانی با
ذکر این مطلب که عالم ماده و ابعاد آن که زمان در آن وجود دارد در مقایسه
با آخرت بسیار کوچک است، تصریح کرد: همان طور که خورشید و ستارگان نیز در
مقایسه با کهکهشان راه شیری بسیار کوچک هستند. همچنین زمان بر روی زمین در
مقایسه با زمان در روی کرات دیگر که میلیاردها سال پیش از بین رفته‌اند
ناچیز است.

این استاد تفسیر بیان کرد: انسان ممکن داست قرنها مرده
باشد ولی وقتی از قبر بر می‌خیزد به تعبیر قرآن این مدت مانند خواب چند 
دقیقه و ساعت بوده است؛ همه بنده خدا هستند البته برخی مطیع و برخی عاصی
هستند.

وی گفت: خداوند متعال در قرآن بیان کرده است که ای پیامبر(ص)
به بندگان مؤمن بگو در سخن گفتن به بهترین وجه سخن بگویید زیرا با بد حرف
زدن دیگران رنجش می یابند و میان شما دشمنی ایجاد می شود.

استاد
حوزه علمیه گفت: این توصیه مربوط به همه زمان‌ها و مکان هاست و در شأن نزول
آن آمده که چون این آیات در مکه نازل شده خطاب آن به مؤمنانی است که تحت
فشار کفار و در اقلیت هستند.

 وی افزود: خداوند به بهشتی یا جهنمی
بودن انسان ها آگاه است و مردم بیخود نباید در این زمینه قضاوت داشته باشند
زیرا به تعبیر قرآن ما فقط از ظاهر دنیا آگاه هستیم و این در حالی است که
اگر خداوند بخواهد کسی را از عذاب نجات می دهد البته مشیت الهی، تابع اراده
انسان است و این ما هستیم که خودمان را از رحمت خدا بی بهره و گرفتار عذاب
و یا سبب جلب رحمت الهی می شویم.

استاد عنوان کرد: کافی است انسان
همین مقدار اعمالی که انجام می دهد برای رضای خدا انجام دهد و اهل بهشت
باشد بنابراین به ظاهر افراد نمی توان قضاوت کرد.

وی گفت: وهابیون
بسیاری از حرف‌هایی را که به شیعه نسبت می‌دهند برگرفته از نسبت‌های غلات
به بزرگان شیعه است که شبیه آن را مسیحیان می گویند؛  یکی از عقاید این
غلات این است که می گویند چون امام علی(ع) عبادات و روزه داری زیادی داشته
است دیگر نیازی نیست ما روزه بگیریم و به همین دلیل در ماه رمضان فقط در حد
دو سه روز روزه داری می کنند.

این استاد تفسیر بیان کرد: توسلی که
ما در شیعه داریم از نوع شرک نیست زیرا ما برای اهل بیت(ع) قدرت مستقل قائل
نیستیم و آنان را پرستش نمی کنیم و از حیث ابتغاء وسیله برای تقرب الهی،
توسل می کنیم./شیعه نیوز

[ad_2]

لینک منبع

مسلمان شدن یک جوان چینی در قشم

[ad_1]

جوان چینی در قشم پس از شرکت در مراسم شب‌های قدر مسلمان شد.

به گزارش فرقه نیوز؛ امام‌جمعه شهرستان قشم در این خصوص گفت: “جی یانگ” جوان ۲۵ ساله چینی که
ساکن قشم است پس از شرکت در مراسم شب قدر و تحقیق درباره اسلام و زندگی
پیامبر اکرم (ص) با حضور در دفتر امام‌جمعه و اجرای تشریفات شرعی مسلمان
شد.

حجت‌الاسلام غلامی افزود: این جوان چینی پس از مشرف شده به دین اسلام نام “امیرعلی” را برای خود انتخاب کرد.

پیش از این خانم اینام کیسو بانوی ۲۶ ساله مسیحی اهل کامرون در سفری که
به جزیره قشم داشت با حضور در دفتر امام‌جمعه به اسلام مشرف شد و نام فاطمه
را برای خود برگزید./ایسنا

[ad_2]

لینک منبع

مهاجرت غیرقانونی و سوء استفاده مسیحیت تبشیری

[ad_1]

به گزارش فرقه نیوز؛ وقتی صحبت از
مهاجرت اعم از قانونی و غیرقانونی پیش می آید، همواره یکی از شیوه ها و تکنیک های
دلالان این تجارت پرسود، تغییر دین است. خصوصا اگر مقصد اروپا یا امریکا باشد،
مسیحی شدن و یا به اصطلاح کیس مسیحیت داشتن از مواردی است که قطعا در نتیجه پرونده
مهاجرت و دریافت اقامت اثر مثبتی دارد.

دکتر جواد خواجه پور، کارشناس مسائل اجتماعی و
سیاسی در برنامه زنده رادیویی با اشاره به نقش دولت های اروپایی و امریکا در گسترش
پدیده مهاجرت گفت: سیاست های جنگ افروزانه امریکا و همراهی دول اروپایی در منطقه
غرب آسیا، خصوصا سوریه، عراق و یمن در طی 6 سال گذشته سبب آواره شدن عده زیادی از
مردم این منطقه شده و میزان مهاجرت این افراد را افزایش داده است.

خواجه پور که در برنامه رادیویی «کاوشگر» و با
موضوع مهاجرت غیر قانونی سخن می گفت، افزود: هرچند کشورهای اروپایی در پذیرش
مهاجرین ژست های حقوق بشری می گیرند و با دست پس می زنند و با پا پیش می کشند؛ اما
در فاصله سال های 2003 تا 2013 فقط در کشور فرانسه بیش از 70000 نفر در بین
مهاجرین به این کشور برای گروه داعش عضوگیری شده است.

وی افزود: فردی که به عنوان عامل انتحاری در
شهرهای مختلف دنیا خود را از بین می برد و می کشد تا از امنیت، حقوق و مزایای
خانواده اش مطمئن نشود هرگز دست به این کار نخواهد زد.

در این برنامه رادیویی که 30 خرداد از رادیو
جوان پخش شد، هنگام معرفی شیوه ها و تکنیک های واسطه ها برای جذب طعمه های خود به
دو تکنیک کارساز اشاره شد. البته هر دوی این تکنیک ها برای فرد مهاجر در صورت عدم
موفقیت، در داخل کشور مشکلاتی را به همراه خواهد داشت.

اولین تکنیک ارائه اسنادی مبنی بر تحت تعقیب
بودن و یا سلب زندگی عادی توسط پلیس و سایر نیروی های امنیتی است. همانطور که در
این برنامه نیز اشاره شد، دلالان با دریافت وجوهی میلیونی اسنادی را برای فرد
مهاجر فراهم می کنند که نشان دهد آنها تحت تعقیب هستند و شرایط زندگی عادی از آنان
سلب شده است. اسنادی که در صورت عدم مهاجرت و یا پس از مهاجرت در بازگشت به
کشور دردسرهایی برای فرد مهاجر در پی خواهد داشت.

تکنیک دیگر که معمولا توسط این واسطه ها به کار
گرفته می شود، ارتباط با سازمان های تبشیری مسیحیت است. آنان در قبال دریافت مبالغ
کلان، برای فرد مهاجر تعمیدنامه صادر می کنند و ادعا می کنند فرد مسیحی شده و در
کشور مبدا به او سخت گیری می شود. این شیوه که درآمد سرشاری برای سازمان های
تبشیری دارد، بسیار مورد استفاده قرار می گیرد تا جایی که حتی برخی سایت های مسیحی
به این رویه اعتراض کرده اند و خواستار حذف مسیحیان دروغین از جامعه مسیحی شده
اند.

نکته قابل توجه دیگر سرانجام این مهاجرت ها ست.
اگر فرد مهاجر از دست واسطه های قاچاق انسان و دام گستران قاچاق اعضای بدن که
معمولا در راه پرخطر مهاجرت غیرقانونی مانند راهزنان وجود دارند، رهایی یابد
و سالم به مقصد برسد؛ نوبت به چند سال انتظار برای دریافت مجوز اقامت و کار را در
کمپ های مهاجرت می رسد. شرایطی که در آن تعداد بالای خودکشی و یا کشته شدن بر اثر
نزاع و درگیری بسیار نگران کننده است.

پس از به سلامت پشت سر گذاشتن همه مراحل فوق،
نوبت به سرخوردگی و افسردگی می رسد. موضوعی که بسیاری از مهاجران را با خود درگیر
کرده و نه روی خوش زندگی در خارج از کشور را می بینند و نه روی بازگشت به میهن و
زادگاه خویش را دارند.

آنچه
باید خاطرنشان ساخت نقش مبلغان فرقه مسیحیت صهیونیستی در این خصوص است. این افراد
همه این مصائب را پنهان کرده و برای کسب سودهای کلان مالی، اقدام به اغوای افراد
کرده و زندگی رویایی در اروپا یا امریکا را در صورت مسیحی شدن برای آنان تصویر می
کنند. رویایی که معمولا محقق نمی شود./رهپویان هدایت

[ad_2]

لینک منبع

قدس چالش پیش روی وهابیت است/ مدعیان پیروی از سلف صالح باید به جای مسلمان کشی، از قدس حمایت کنند

[ad_1]

سامی العساله گفت: قدس چالشی است که وهابیت با آن روبرو هستند. اگر آنها واقعا می خواهند به سلف صالح اقتدا کنند، چرا برای آزادی قدس جهاد نمی کنند و اقدامی انجام نمی دهند؟

به گزارش فرقه نیوز؛ یکی از نکاتی که در نقد اعتقادی و عملکرد گروه های افراطی
جهان اسلام مانند وهابیت، سلفیت و جنبش های افراطی و خشونت آمیز تکفیری
مانند داعش، القاعده، النصره و غیره مورد غفلت واقع شده این است که دشمنی
این گروه ها فقط با شیعیان نیست، بلکه اهل سنت نیز جزء قربانیان آنها و
بلکه بزرگ ترین قربانی هستند و اعتقادات و عملکرد این گروه های افراطی به
گونه ای است که موجب بدنامی اسلام و مسلمانان در جهان شده است و این در
حالی است که برخی از این جنبش ها تلاش دارند خود را به اهل سنت منسوب کنند
تا آنها را شریک جنایت های خود بگردانند و از طرفی جنایت های خود را نوعی
تقابل مذهبی میان شیعه و سنی جلوه دهند، اما جهان اهل سنت از همان ابتدا از
این گروه ها و عملکرد آنها اظهار برائت کرد و نهادهای مختلفی مانند الازهر
و سایر علمای اهل سنت با اظهار نظر ها و موضع گیری های مختلف خود،
افراطیون و عملکرد آنها به دور از اسلام دانستند.

شیخ دکتر سامی العساله مسئول بازرسی دینی وزارت اوقاف مصر و
از دانش آموختگان و علمای الازهر از جمله شخصیت هایی است که با تکیه بر
آموخته های اسلامی خود در الازهر و مذهب اهل سنت در گفتگو با شبکه الکوثر
ایران به نقد منصفانه اعتقادات و عملکرد وهابیت می پردازد. خبرگزاری حوزه
این گفتگو را ترجمه و در اختیار خوانندگان محترم قرار می دهد.

شیخ العساله در این بخش از گفتگو به بیان جایگاه ویژه قدس و
مسجدالاقصی در قرآن کریم و سنت نبوی و فرهنگ مسلمانان می پردازد و می گوید
کسانی که ادعای پیروی از سلف صالح اسلامی را دارند، باید به مساله قدس
اهتمام داشته باشند، اما آنها به جای پرداختن به قدس و توجه به مسلمانان و
مبارزه با صهیونیست ها سلاح خود را به سمت مسلمانان نشانه رفته اند.

 

با توجه به جایگاه ویژه و مقدس قدس شریف در قرآن نزد
مسلمانان، چگونه است که علمای وهابیت هیچ اعتنایی به قدس و دفاع از این شهر
مقدس اسلامی ندارند و حتی علیه این شهر و مسلمانان آن نیز اقدام می کنند؟

در مورد سؤال شما باید بگویم قدس جایگاه عظیمی در قرآن و سنت و
در میان مسلمانان دارد که قرآن کریم و سنت نبوی و سخنان بزرگان اسلامی بر
این جایگاه تاکید کرده است.

قدس همان طور که همه می دانیم قدس سومین حرم اسلامی است و
پیامبر(ص) فرمود: سفر برای نماز جایز نیست مگر سفر به سه مسجد، مسجد من و
مسجدالحرام و مسجدالاقصی.

همچنین قدس اولین قبله مسلمانان است و پیامبر اسلام(ص) حدود
16 یا 17 ماه رو به این مسجد نماز خواند که پس از آن قبله مسلمانان به کعبه
تغییر یافت. همچنین بیت المقدس سرزمین انبیا و پیامبران و محل نزوی وحی
توسط حضرت جبرئیل است که در این سرزمین به پیامبران زیادی وحی فرستاده است.

مسجدالاقصی علاوه بر اینها محل عروج و معراج پیامبر در شب
اسرا است و در قرآن کریم به این ماجرا اشاره شده و می فرماید: «سُبْحانَ
الَّذي أَسْرى‏ بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى
الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذي بارَكْنا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا
إِنَّهُ هُوَ السَّميعُ الْبَصير».

مسجدالاقصی همچنین محل یکی شدن دین و اقتدای تمام پیامبران به
پیامبر اسلام است و تمام انبیا از جمله حضرت موسی و عیسی و ابراهیم و سایر
پیامبران الهی در این مسجد به پیامبر اسلام اقتدا کردند و قرآن کریم در
این رابطه می فرماید: «وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ ميثاقَ النَّبِيِّينَ لَما
آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ
لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَ أَقْرَرْتُمْ
وَ أَخَذْتُمْ عَلى‏ ذلِكُمْ إِصْري قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا
وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدينَ»(آل عمران، 81).

مسجدالاقصی محلی است که خداوند متعال به آن سوگند یاد کرده و
فرموده است: «وَ التِّينِ وَ الزَّيْتُون*وَ طُورِ سينين‏*وَ هذَا
الْبَلَدِ الْأَمين‏». و علاوه بر قرآن کریم در کتاب تورات نیز به این مسجد
اشاره شده و می فرماید: خداوند از طور سینا آمد و نور او از ساعیر تابید و از جبل فاران نمایان شد در حالی که سمت راست او نور و سمت چپ او آتش بود و ملت ها گرد او جمع شدند.

از میمونه یکی از همسران رسول خدا(ص) نیز روایت شده که به
پیامبر اسلام(ص) عرض کرد: ای پیامبر خدا از بیت المقدس برای ما بگو؛ حضرت
فرمود: سرزمین نشور و حشر است. به آنجا بروید و نماز بخوانید که نماز در
این مکان همچون هزار نماز در اماکن دیگر است. میمونه گفت کسی که نمی تواند
به این مسجد سفر کند چه؟ حضرت فرمود: می تواند به آن روغنی هدیه کند تا به
واسطه آن چراغی در این مسجد برافروخته شود که در این صورت پاداش نماز در
این مکان را خواهد داشت.

 

با توجه به جایگاه ویژه و با عظمت قدس در قرآن و
روایات و قلوب مسلمانان چرا علمای وهابی اهتمامی به این مکان مقدس ندارند
در حالی که پیشینیان و بزرگان اهل سنت به این مساله توجه داشته اند؟

این چالشی است که اهل سنت با آن روبرو هستند که اگر آنها
واقعا می خواهند به سلف صالح اقتدا کنند، چرا در این زمینه از آنها پیروی
نمی کنند؟ چرا اهل سنت برای آزادی قدس جهاد نمی کنند؟ و اگر نمی خواهند با
سلاح و لشکر برای آزادی قدس تلاش کنند، چرا لا اقل با مال خود در این راه
جهاد نمی کنند؟

تردیدی نیست که تمام امت اسلامی در زمینه اهتمام به قدس
کوتاهی کرده اند و پیامبر(ص) فرمود: هرکس به امور مسلمانان اهتمام نکند
مسلمان نیست.

ما باید از خواب غفلت و جهالت بیدار شویم. ما اکنون در رفاه و
خودروهای لوکس و خانه های راحت زندگی می کنیم در حالی که دشمنان ما مردان و
زنان و کودکان مسلمان را می کشند.

امام شعرانی می گوید: هرکس غذای لذیذ و نوشیدنی گوارا بخورد
یا لبخندی بر لب داشته باشد یا در خانه خود احساس راحتی و سعادت کند، اما
مسلمانان دیگر در رنج و اندوه باشند، اسلام از چنین کسی بیزار است. سخن سلف
صالح ما این است و اگر ما ادعا داریم سلفی و پیروان سلف صالح هستیم باید
این گونه باشیم.

مشکل دیگر مسلمانان این است که امروز علاوه بر اینکه اقدامی
برای نجات قدس انجام نمی دهند، دشمنان ما توانسته اند توجه ما را از این
مساله منحرف کرده و ما را به کشتن همدیگر سرگرم کنند. ما به جای اینکه با
دشمن واقعی خود بجنگیم به جان همدیگر افتاده ایم. و رئیس جمهور پیشین
آمریکا باراک اوباما نیز به این واقعیت اشاره کرد و گفت: دیگر نزاع اسلامی ـ
صهیونیستی تمام شده و جای خود را به جنگ میان شیعه و سنی داده است. آنها
متاسفانه توانسته اند این گونه مسلمانان را فریب دهند که شیعیان از یهودیان
یا از کافران خطرناکتر هستند و در نتیجه برخی اهل سنت انگشت اتهام خود را
به سمت شیعیان دراز کرده اند و در نتیجه سلاح مسلمانان هم به جای اینکه به
سوی صهیونیست ها نشانه برود به سمت شیعیان یا به سمت خود اهل سنت نشانه
رفته است و دوستان خود را می کشیم و این همان ویژگی است که پیامبر اسلام
خوارج را به آن توصیف کرد و فرمود: خوارج کسانی هستند که مسلمانان را می
کشند، اما بت پرستان را رها می کنند./حوزه

[ad_2]

لینک منبع

شریعت‌گریزی در مسیحیت

[ad_1]

پایبند نبودن به احکام در مسیحیت، از زمانی شروع شد که پولسِ نوکیش، برای راحتی نوکیشان دیگر، عمل به برخی از احکام سخت را غیر ضروری دانست.

به گزارش فرقه نیوز؛ یکی از دستورات کتاب مقدس مسیحیان، عمل به شریعت و سبک نشمردن احکام است؛
اما غالب مسیحیان، نسبت به انجام این دستورات، پایبند نیستند. این
شریعت‌گریزی در مسیحیت، سال‌ها پس از عروج حضرت مسیح (علیه السلام)، از
زمانی آغاز شد که شخصی به نام پولس، با ادعای مکاشفه و شهود، مسیحی شده و
سرانجام، شروع به تبلیغ در بین بت‌پرستان کرد. وجود احکام سختی مثل «ختنه»
و… مانع ورود بت‌پرستان به مسیحیت می‌شد. پولس، پس از نزاع و اختلاف با
عالمان مسیحی، به این نتیجه رسید که عمل کردن به این احکام سخت کتاب مقدس،
برای مسیحیان غیر یهودی‌نژاد، ضروری نیست. اما داستان تمام نشد و پولس به
این فکر افتاد که تمام احکام را منسوخ کند و به غلاطیان نامه نوشت: «…
هیچ‌کس از اعمال شریعت عادل شمرده نمی‌شود، بلکه به ایمان به عیسی مسیح
…» (ر. ک: مسیحیت شناسی تحلیلی، محمد کاشانی، ص 506-508)./ادیان

پی‌نوشت:
ر. ک: مسیحیت شناسی تحلیلی، محمد کاشانی، انتشارات ذکری، قم، 1395.
ترجمه‌ی قدیم کتاب مقدس، غلاطیان، 2: 16.

[ad_2]

لینک منبع