گفتگو با “فاطمه” رهیافته آمریکایی و نحوه آشنایی با اسلام

[ad_1]

زمانی رسید که به خدا گفتم”الله”خودت راه رو به من نشان بده. یعنی دیگه خودم نمیتونستم تصمیم بگیرم که کدام بهتر هست.
بعد مدتی رفتم ایران. با فردی بنام ابو ایمان برخورد داشتم که به مردم کمک میکرد. شوهرم مشکل من در خصوص انتخاب دین را براشون توضیح میداد. او گفت تو از خدا خواستی کمکت کنه؟ ازکجا اینو میدونست!. این یک نشانه برای من بود. بعد به حرم حضرت معصومه رفتم همون موقع بود که به یک تصمیم رسیدم

به گزارش فرقه نیوز؛ به نقل از مجتبی رضاخواه دانشجوی دکترا در آمریکا

لطفا خودتون رو معرفی کنید

-من فاطمه هستم و ۵۸ سالم هست.
چرا مسلمان شدید؟

-مدت زمان زیادی طول کشید تا مسلمان شدم. تجربه هایی برای من پیش آمد که
مرا بسوی مسلمان شدن سوق می داد. خیلی با خودم کلنجار میرفتم چون مسیحی
بودم و خانواده ام هم از مسیحیان بسیار معتقد هستند. یکی از برادرانم مبلغ
مذهبی کمپ کریستی(یک موسسه مسیحی که تعداد زیادی کلیسا و امکانات تبلیغی
دارد) هست.

تاحالا در مورد این کمپ چیزی شنیدید؟ درباره اش تحقیق کنید. یکی از
برادرانم هم کاهن یاهمون روحانی مسیحی. پس همانطور که میبینید خانواده ام
هم مسیحی سفت و سخت هستند. قرآن و انجیل دو کتاب متفاوت هستند، که با وجود
تفاوت های زیاد اشتراکاتی هم باهم دارند. اسلام را مطالعه کردم. به دایل
اختلافات زیاد با مسیحیت خیلی با خودم کلنجار میرفتم.

زمانی رسید که به خدا گفتم”الله”خودت راه رو به من نشان بده. یعنی دیگه
خودم نمیتونستم تصمیم بگیرم که کدام بهتر هست. انجیل دستم بود و همینطوری
بازش کردم که ببینم چی میاد. یک سوره آمد. بخشی هست بنام غزل سلیمان(بخشی
از مکتوبات کتاب مقدس عنبری) و خیلی بی پرده هست. در مورد حضرت سلیمان
مسائل جنسی رو بی پرده میگه. ببخشید که میگم ولی این مسائل اونجا اومده.
این آیه خیلی بی شرمانه بود. نمی تونم بگم محتویاتش چه بود آنقدر که بی
شرمانه هست ناخودآگاه خنده ام گرفت که چنین چیزی درانجیل هست. باخودم گفتم
خدایا راه درست رو بمن نشون بده.

بعد مدتی رفتم ایران. با فردی بنام ابو ایمان برخورد داشتم که به مردم کمک
میکرد. شوهرم مشکل من در خصوص انتخاب دین را براشون توضیح میداد. او گفت تو
از خدا خواستی کمکت کنه؟ ازکجا اینو میدونست!. این یک نشانه برای من بود.
بعد به حرم حضرت معصومه رفتم همون موقع بود که به یک تصمیم رسیدم. چون
تجربه کار موثری رو داشتم.

چندسال داشتید که مسلمان شدید؟

– ۱۴سال پیش، قبل از اینکه اسلام رو قلبا بپذیرم، به دستورات اسلامی عمل
میکردم و حجاب داشتم. بچه هایم رو هم مسلمون بزرگ کرده بودم و به مدرسه
اسلامی فرستادم ولی از ته دل قبولش نکرده بودم. آنقدر که خانواده من به
مسیح اعتقاد داشتند و من باخودم درگیر بودم بهمین دلیل اسلام برای من راه
اشتباه بنظر می آمد طوری که انگار قبول اسلام گناه هست البته فقط در اون
مقطع ولی بعدا که همه اون اتفاقات پیش اومد اسلام را قلبا پذیرفتم.
شما یک تجربه در حرم حضرت معصومه داشتید میشه برامون توضیح بدید

-نمیتونم چون شخصی و خصوصی هست.

تفاوت اسلام ومسیحیت را در چه چیز میبینید؟

-فکر میکنم در اسلام انسانها بیشتر مسئولیت پذیر هستند. چون مسیحیان
معتقدند حضرت عیسی جانش رو بجای گناهان من داده است. پس هرکاری بخواهم
میتوانم بکنم مشروبات الکی بنوشم پارتی برم چون خدا بعدش همه رو میبخشه.
البته خانواده من الکل مصرف نمیکردند ولی سایر مسیحیان و حتی آشنایانم
مینوشیدند. همچنین متوجه شدم مسیحیت دین بسیار نژاد پرستی است. آنها
معتقدند سفید پوستان مردمان برگزیده هستد.

این مسئله در کتاب مقدس هست؟

-بله. اگر ازشون بپرسی بهت نشون میدهند. راهبه ها میتوانند بشما توضیح
بدهند. بخشی هست در کتاب مقدس که میگوید این اتفاقات بخاطر گناهی هست که
حضرت نوح مرتکب شده است بهمین دلیل سیاهپوستان بوجود آمده اند. اینطوری
نژاد پرستیشون رو توجیح میکنند البته نه همه مسیحیان پدر و مادر من چنین
اعتقادی نداشتن.

وقتی مسلمان شدید واکنش خانواده تون چی بود؟

-جا خوردند ولی من را پس نزدند. پدر مرحومم و مادرم آدمهای دوست داشتنی
بودند و هستند. مادرم بیشتر شوکه شد ولی پدرم از مسعود(همسرم) بسیار خوشش
اومد و همین امر تو هضم کردن این مسئله کمکش کرد. بعد از این که پدرم به
رحمت خدا رفت مادرم دلیل مسلمان شدنم را پرسید. براش توضیح دادم و پذیرفت.

به خاطر حجاب مشکلی براتون در خانواده پیش نیومد؟

-بله؛ درک نمیکردند. فکر می کردند مسخره هست، از حجاب من خجالت زده هم
بودند. مادربزرگم از قضا زن بسیار خوبی هم هست. یک بار به آپارتمانش رفته
بودم، بهم گفت شالت رو بردار؛ چون مردم ممکنه فکر کنن تو راهبه ای !و خیلی
باعث خجالتشون بود.

مشکلی با خورد وخوراک نداشتید؟

-بله داشتم. خودم، شخصا نداشتم. مشکل اون وقتی بود که می رفتم خونه دیگران
وچیزی داشتند که ما نمیتوانستیم بخوریم مثل گوشت خوک. مارو نمیفهمیدند.
الکل مشکلم نبود چون خانواده ام هم نمینوشیدند.

میدونم چند بار ایران رفتید از چه چیزهای ایران خوشتون اومده وبا چه چیزهای ایران مشکل داشتید؟

-تو ایران خیلی راحت بودم. بعضی از ایرانیها می آمدند و میگفتند مجبور
نیستی اینطوری حجاب بگذاری، میتونی روسری ات رو عقب بدی. منم میگفتم من
مسلمانم حجاب نگرفتم به این دلیل که اینجا هستم. در کشور خودم، آمریکا هم
اینطور حجاب دارم. اونها متعجب و شوکه میشدند. از این مسئله خوشم اومد که
هر وقت، موقع نماز میشد و من و دخترانم درخیابان بودیم، مسجدی بود که بریم
نماز بخونیم. از زیاد بودن مکانهای زیارتی در ایران هم خوشم اومد ولی فکر
میکنم برخی از مردم ایران ارزش دین خود را نمیدانند. کسانی هستند که از
دینشان اطلاعی ندارند. من فکر میکنم باید در مورد اسلام بیشتر آموزش
ببینند.

به عنوان یک زن مسلمان زندگی در ایران با ایالات متحده آمریکا چه تفاوتی دارد؟

-همانطور که گفتم مسئله حجاب راحتتر هست. مردها وزنها در بعضی مکانها جدا
هستند و همین امر باعث میشه خیلی از مسائل برای خانمها راحتتر باشد. لازم
نیست نگران دست دادن بامردها باشی. طبق تجربه من کمتر میتوانی دل نگران
باشی./رهیافته

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *